روانپزشک و دانشیار پژوهشگاه ابنسینا با اشاره به روندهای اخیر طلاق در ایران گفت: تحقیقات ما نشان میدهد که وجود فرزند بهویژه در سالهای ابتدایی زندگی مشترک یک عامل مهم در تقویت انسجام زوجین است. برخلاف برخی تصورها، فرزندآوری نهتنها بار روانی اضافه نمیکند، بلکه در بسیاری از موارد باعث تقویت پیوند عاطفی و افزایش احساس مسئولیت مشترک میشود.
وی تأکید کرد: در زوجهایی که فرزند دارند، احساس مشارکت واقعی و هدف مشترک بیشتر دیده میشود. خانوادهها در مسیرهای مختلف زندگی در کنار هم قرار میگیرند و این همپیوستگی، تابآوری رابطه را بالا میبرد. این روانپزشک در ادامه به تأثیر ناباروری بر روابط زناشویی پرداخت و گفت: ناباروری یکی از عوامل مهم و کمتر دیدهشدهی اختلافات زناشویی است. در سالهای اخیر شاهد افزایش مراجعات زوجینی هستیم که فشار روانی ناشی از ناباروری، رابطهشان را فرسوده کرده است. احساس ناکامی، سرزنش پنهان، ناامیدی و اضطراب اجتماعی، از جمله مواردی است که چرخه ارتباطی زوج را مختل و آنها را به سمت جدایی سوق میدهد.
قربانی افزود: ناباروری تنها یک مسئله پزشکی نیست؛ یک بحران روانی ـ اجتماعی است. زوجینی که دورههای طولانی درمان را تجربه میکنند، معمولاً با خستگی عاطفی و کاهش صمیمیت روبهرو میشوند. این وضعیت، اگر حمایت روانی وجود نداشته باشد، میتواند منجر به طلاق عاطفی و سپس جدایی رسمی شود.
وی تصریح کرد: اما نبود فرزند، چه بهصورت خواسته و چه ناخواسته، احتمال شکلگیری اختلافات را افزایش میدهد، بهخصوص در فرهنگهایی که فرزندآوری بخشی از هویت خانواده است.
سه محور اصلی برای کاهش طلاقهای ناشی از ناباروری این دانشیار پژوهشگاه ابنسینا سه محور اصلی را برای کاهش طلاقهای ناشی از ناباروری ضروری دانست:
۱. تشخیص و مداخله زودهنگام: زوجها نباید سالها منتظر بمانند. ارزیابی باروری باید در همان پایان سال اول تلاش برای بارداری انجام شود.
۲. مشاوره تخصصی سلامت روان: در هر مرکز درمان ناباروری باید روانشناس متخصص حضور داشته باشد. مدیریت اضطراب، کاهش احساس گناه و تقویت گفتوگوی زوجین، نتایج درمان را بهطور قابل توجهی بهبود میدهد.
۳. افزایش دسترسی به خدمات درمان ناباروری: این روانپزشک خاطرنشان کرد: به منظور کاهش اضطراب این زوجها پیشنهاد میشود هزینهها کاهش و حمایت بیمهای افزایش یابد. وقتی درمان برای یک زوج قابل پرداخت نباشد، فشار روانی چند برابر میشود و این فشار در نهایت به رابطه زناشویی آسیب میزند.
فرزندآوری؛ محرک مثبت پایداری خانواده به گفته این عضو هیأت علمی پژوهشگاه ابنسینا، فرزندآوری یک محرک مثبت برای پایداری خانواده است، اما این به معنای تحمیل بارداری نیست. آنچه اهمیت دارد، حمایت از سلامت روان و سلامت باروری زوجهاست تا بتوانند بدون فشار روانی، بدون سرزنش و با دسترسی مناسب به خدمات درمانی، مسیر زندگی مشترکشان را در کنار یکدیگر طی نمایند.
چند وقت پیش به مطلبی درباره سرطان برخوردم که برایم شگفتآور بود. هرچند از میزان اعتبارش آگاهی ندارم، اما در اینجا میخواهم دربارهی نکته جالبی که باعث شد بهیادم بماند، صحبت کنم. در آن مطلب نوشته بود، بدن ما روزانه مورد حملهی دهها نوع سرطان مختلف قرار میگیرد، اما سیستم ایمنی بدن، ضمن مقابله، آنها را خنثی میکند. بیماری سرطان، زمانی شکل میگیرد که سیستم ایمنی بدن در مقابله با یکی از این حملات کم بیاورد و نتواند آن را خنثی کند. اینکه در طول یک روز، چنین اتفاقاتی در بدن ما میافتد و از خطرات مختلف جان سالم بهدر میبریم، بدون اینکه خودمان چیزی بدانیم، برایم شگفتآور بود. جالبتر اینکه میدانستم دقیقا همین اتفاق در سیستم روانی ما نیز در حال رخ دادن است؛ یعنی ما در طول یک روز عادی، ممکن است با دهها حمله به روانمان روبرو شویم و از آنها عبور کنیم. در حالی که اگر یکی از این تنشها از حد توان مقابلهی سیستم روانیمان خارج شود، به مشکل میخوریم. درست همانطور که سیستم ایمنی بدن ممکن است در صورت شدت پیدا کردن حملات، نتواند با آنها مبارزه کند و دچار بیماری شویم، ذهن ما هم دچار کمبود انرژی و منابع لازم برای مقابله با اتفاقات ناخوشایند زندگی میشود. در این صورت، دچار پدیدهای میشویم که در روانشناسی به «فروپاشی روانی» مشهور است.
بسیاری از ما گمان میکنیم که مصرف آبمیوهها در کودکی کاملاً بیضرر و حتی مفید است، اما تحقیق جدید نشان میدهد که این نوشیدنیهای شیرین میتوانند مشکلاتی برای سلامت در دهههای بعدی زندگی ایجاد کنند. براساس پژوهشهای جدید، نوشیدن آبمیوه، نوشابه و سایر نوشیدنیهای شیرین در دوران کودکی ممکن است خطر ابتلا به فشار خون بالا را در بزرگسالی به میزان قابلتوجهی افزایش دهد.
مطالعهای بزرگ در دانمارکی که روی بیش از ۱.۵ میلیون کودک انجام شده، با ارائه شواهد تازهای، پاسخ میدهد که مصرف استامینوفن در دوران بارداری با افزایش خطر اوتیسم ارتباط مستقیمی دارد یا نه.
بر اساس آمارها، حدود ۴۰ درصد مردم جهان دستکم گاهی از پیگیری اخبار اجتناب میکنند؛ نه به دلیل بیتفاوتی، بلکه چون احساس میکنند حجم خبرهای منفی از توان روانی آنها فراتر رفته است.
Δ