۲۵ ساله هستم و همسرم۳۰ ساله.دردوران عقد هستیم و قراراست به زودی به خانه خودمان برویم. همسرم یک مشکل دارد، با کوچکترین بحثی قهرمیکند.راهنمایی کنید چه کنم؟
برای بهبود این شرایط می توانید استراتژی های زیررا به صورت گام به گام امتحان کنید: ۱ تحلیل ریشه ای در زمان آرامش قهرکردن معمولا ریشه درکودکی یا الگوهای یاد گرفته شده دارد. شاید همسرتان درخانوادهای بزرگ شده که ابرازخشم به روش سالم را یاد نگرفته است.درزمانیکه هردو درآرامش هستید به جای متهم کردن او از«من گفتاری» استفاده کنید. مثلا: «وقتی تو قهرمیکنی من احساس تنهایی میکنم و حس میکنم رابطهمان درخطر است. دوست دارم با هم راهی پیدا کنیم که حتی وقتی عصبانی هستیم ارتباطمان قطع نشود.»
۲ تغییر رویکرد درلحظه قهر وقتی او قهرمیکند احتمالا شما برای پایان دادن به قهراصرار میکنید یا عذرخواهی میکنید تا آرامش به خانه برگردد. این رفتار به او پاداش میدهد و او یاد میگیرد که قهرکردن باعث میشود شما به سمت او بیایید. مرز محترمانه بگذارید یعنی به او بگویید «میفهمم که الان نیازداری سکوت کنی وعصبانی هستی من به این فضای تو احترام میگذارم اما قهرکردن راه حل نیست. من هروقت آمادگی داشتی تا منطقی صحبت کنیم درکنارت هستم.» سپس به کارخودتان برسید و فضا را برای او بیش ازحد پرسشگرنکنید.
۳ آموزش وقفه توافقی بسیاری ازمردان وقتی دربحثی احساس میکنند بازنده میشوند یا فشارکلامی زیاد است قهر میکنند تا صحنه را ترک کنند. به او پیشنهاد دهید که قانون توقف داشته باشید. هرکدام ازشما که احساس کرد عصبانیتش درحال خروج ازکنترل است، بگوید: «من الان حالم خوب نیست و ممکن است حرف اشتباهی بزنم بیست دقیقه بهم زمان بده تا آرام شوم و بعد برمیگردم تا ادامه دهیم. این قهر نیست بلکه مدیریت هیجان است.»
۴ شناسایی محرکها دقت کنید بحثها معمولا ازکجا شروع میشوند؟ آیا موضوع خاصی مثل دخالت خانوادهها یا مسائل مالی یا ابراز محبت باعث میشود او به لاک دفاعی برود؟ اگرموضوع تکراری است سعی کنید قبل ازرسیدن به نقطه جوش نحوه طرح موضوع را عوض کنید.
۵ چه زمانی باید نگران شد؟ اگراین قهرها طولانی شد مثلا چندین روز یا با بیاحترامی و توهین همراه شد یا او از قهر به عنوان ابزاری برای تنبیه وکنترل شما استفاده میکند و سردی عاطفی به همراه داشت، این موضوع فراتر ازیک عادت ساده است و به مداخله وکمک حضوری از مشاور نیازدارد.
انسانها بهواسطه قدرتي كه دارند، ميخواهند ديگران را كنترل كنند و در اين ميان والدين با كنترل برفرزندان خود قصد دارند آنها را بهخوبي هدايت، تربيت يا مديريت كنند؛ غافل از اينكه كنترلكردن در هر ارتباطي روشي است كه باعث ميشود فرد كنترلشونده مقاومت بيشتري پيدا كند. رابطه نوجوان با والدينش نمونه بارز همين كنترلگري است. وقتي يكي از والدين قصد دارد اعمالنظر و كنترل بيشتري بر نوجوان خود داشته باشد، ارتباطش هم با مشكلات زيادي مواجه ميشود؛ مشكلاتي كه بهآساني قابلحل نيستند و اغلب هر دوي آنها نيز احساس خوبي ندارند. براي ايجاد و نگهداري روابط انساني بايد از زور، كنترل، تحريك احساسات، انتقاد، سرزنش، شكايت، غرغر، اذيت و آزار، قهر و كنارهگيري كه درواقع به نوعي «كنترل بيروني» به حساب ميآيند، دست برداريم و به جاي اين گونه رفتارهاي تخريبگر،گوشدادن، حمايت، مذاكره، تشويق و دلگرمي، عشق، دوستي، اعتماد، پذيرش، گشادهرويي و احترام را انتخاب و جايگزين كنيم.
تا به حال به این فکر کردهاید که چرا عصرها اینقدر خسته و بیرمق هستید و عامل این خستگی و بیحالی چیست؟
در دنیای امروز، رسانههای اجتماعی، تبلیغات، فیلمها و حتی بازیهای ویدئویی، استانداردهایی از زیبایی ارائه میدهند که “ظاهر” را به یکی از دغدغههای نوجوانان تبدیل کرده؛ نوجوانانی که در فرایند هویتیابی قرار دارند، بیشتر از هر گروه سنی دیگری تحت تأثیر این کلیشههای اغلب غیرواقعی و دست نیافتنی قرار میگیرند و تلاش میکنند خود را با این الگوها تطبیق دهند. اما آیا این استانداردها واقعیاند؟.
به گزارش میگنا رسانه اول روانشناسی و تاب آوری خوشبینی بیشتر به انتظار مثبت نسبت به آینده مربوط میشود، اما امید با هدف و راهکار همراه است.
Δ