مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی با اشاره به ثبت تاریخی جنگ معتقد است که آثار پویش ملی «وطن به روایت من» باید با مخاطبان بیشتری به اشتراک گذاشته شود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، محمد حمیدیمقدم مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، با اشاره به برگزاری دومین دوره پویش «وطن به روایت من» گفت: دومین پویش «وطن به روایت من» توسط همکاران انجمن سینمای جوانان ایران برگزار شد؛ رویدادی که متأسفانه در دومین سال برگزاری خود با شرایطی همراه بود که کشور در ۲ مقطع مورد تهاجم دشمن صهیونیستی آمریکایی قرار گرفته است. در واقع، آنچه در این پویش شاهد آن هستیم، ثبت تصاویر مقاومت مردم کشورمان در ۲ مقطع مهم است؛ نخست در جنگ ۱۲ روزه و دوم در جنگ تحمیلی رمضان.
وی ادامه داد: به آقای شعیبی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران و همه همکارانشان خداقوت میگویم که تلاش کردند این اسناد تصویری ارزشمند در قالب عکس و فیلم کوتاه ثبت شود. اضافه شدن بخش عکس در این دوره نیز اتفاق مهمی بود و آثار ارائهشده، بهویژه برگزیدگان، از کیفیت قابل توجه و اثرگذاری برخوردار بودند.
حمیدیمقدم با تأکید بر ماهیت این رویداد بیان کرد: «وطن به روایت من» صرفاً یک پویش نیست، بلکه تلاشی برای ثبت یک سند تصویری از مقاومت مردم است؛ سندی که اجازه نمیدهد رنج و ایستادگی مردم در گذر زمان کمرنگ یا فراموش شود.
وی در پایان اظهار کرد: این رویداد در دوره دوم نسبت به سال گذشته پختهتر و قویتر برگزار شده است. طبیعی است که هر رویداد نوپا در مسیر خود با آزمون و خطا همراه باشد، اما اکنون ضروری است این آثار با مخاطبان بیشتری به اشتراک گذاشته شود تا روایت هنرمندان از این وقایع، گستردهتر شنیده شود.
59243
کارگروه نمایش انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند با همکاری خانه سینما مستند «بدون ایرج» را نمایش می دهد.
صبح یکشنبه چهارم مرداد، محوطه پهنه رودکی در مقابل تالار وحدت مردمی جمع شده بودند که سالها اکبر عبدی را از قاب تلویزیون و پرده سینما دیده بودند، اینبار نه برای تماشای یکی از نقشهای او، که برای بدرقهاش آمده بودند.
سیدمحمد خاتمی با صدور پیامی درگذشت هنرمند برجسته، اکبر عبدی را تسلیت گفت.
در روانشناسی روایتمحور از تجربهای سخن گفته میشود که میتوان آن را «از دست دادن شاهدان زندگی» نامید؛ اینکه بعضیها فقط انسانهای دیگر نیستند، بلکه گواهان زنده فصلهایی از بودن ما هستند. وقتی میروند، انگار قطعهای از گذشته ما هم درست وقتی خوابیم، بوسهای بر گونهمان میزند، چمدانش را میبندد و از جهان محو میشود.
Δ