به گفته یک روانشناس، در بسیاری از بیماران کبد چرب، «پرخوری هیجانی» مشاهده میشود، به ویژه زمانی که فرد مضطرب است یا احساس تنهایی یا بیکفایتی می کند یا تحت فشار زندگی قرار گرفته است.
استرس، دشمن پنهان کبد است استرسهای مزمن با افزایش هورمونهایی مثل کورتیزول سبب افزایش تجمع چربی در ناحیه شکم، افزایش مقاومت به انسولین، افزایش التهاب عمومی بدن و تغییر اشتها و تمایل به غذاهای چرب و شیرین میشوند. همه این عوامل، کبد چرب را بدتر میکنند. کاهش استرس، یکی از سریعترین راههایی است که میتواند سطح التهاب و چربی کبد را کاهش دهد. به همین دلیل رواندرمانی، تمرینات ذهن–بدن و مدیریت هیجان در کنار رژیم غذایی همیشه توصیه میشود.
بهترین مداخلات روان درمانی بسیاری از بیماران میدانند باید رژیم بگیرند و ورزش کنند، اما توان استمرار ندارند. درمان شناختی-رفتاری یکی از بهترین مداخلات برای بیماریهایی است که به تغییر سبک زندگی نیاز دارند. این درمان کمک میکند فرد افکار ناامیدکننده مثل «من نمیتوانم وزن کم کنم» را اصلاح کند، رفتارهای ناسالم غذایی را شناسایی و جایگزین کند، با موقعیتهایی که باعث پرخوری هیجانی میشود مقابله کند و تعهد به ورزش و رژیم غذایی را حفظ کند. مطالعات نشان دادهاند افرادی که در کنار مداخلات پزشکی از این درمان استفاده میکنند، در کاهش وزن، بهبود آنزیمهای کبد و کاهش چربی کبد، نتایج پایدارتر و عمیقتری به دست میآورند.
راههای کنترل پرخوری هیجانی پرخوری هیجانی در بسیاری از بیماران کبد چرب مشاهده میشود، بهویژه زمانی که فرد مضطرب است، احساس تنهایی یا بیکفایتی دارد یا تحت فشار زندگی قرار گرفته است. روانشناسی با تکنیکهایی مثل ذهن آگاهی، مهار تکانه، شناسایی محرکها، برنامهریزی وعدهها و بازسازی شناختی به فرد کمک میکند واکنشهای هیجانی خود را بهتر مدیریت کند و از غذا بهعنوان راه فرار استفاده نکند. تمرینهای ذهنآگاهی، مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق سبب کاهش کورتیزول، کاهش التهاب سیستمیک، بهبود عملکرد سیستم ایمنی و افزایش خودکنترلی در برابر غذا میشوند. از آنجا که کبد چرب یک بیماری التهابی–متابولیک است، کاهش التهاب نقش مستقیم در بهبود آن دارد. همچنین تنظیم خواب؛ بخش مهم اما کمتر شناخته شده در درمان کبد چرب است. کمخوابی سبب افزایش هورمون گرسنگی، کاهش هورمون سیری، افزایش مقاومت به انسولین و افزایش تجمع چربی میشود.
چگونه مبتلایان به کبد چرب دست از پرخوری بردارند؟ درمانگران چه کمک هایی می کنند؟ درمان کبد چرب بدون انگیزه و تغییر پایدار تقریباً غیرممکن است. وجود خانواده یا دوستان موثر در تغییر سبک زندگی نقش مهمی در موفقیت دارند. درمانگران معمولاً به بیمار کمک میکنند روابط حمایتی ایجاد کند، از خانواده به عنوان نیروی کمکی استفاده کند، از انتقاد یا قضاوت اطرافیان آسیب نبیند و در برابر فشارهای محیطی مقاومت کند. حمایت اجتماعی و خانوادگی استرس را کم و احتمال موفقیت درمان را زیاد میکند.
بنابراین کبد چرب فقط یک مشکل جسمی نیست؛ ریشههای روانی، رفتاری و سبک زندگی دارد. به همین دلیل، درمان روانشناختی یکی از قویترین ستونهای درمان است و میتواند استرس و التهاب را کاهش دهد، پرخوری هیجانی را کنترل کند، انگیزه را افزایش دهد، خواب را تنظیم کند، پایبندی به رژیم و ورزش را بالا ببرد و روند بهبود کبد را چند برابر کند.
منبع: خبر آنلاین
چند وقت پیش به مطلبی درباره سرطان برخوردم که برایم شگفتآور بود. هرچند از میزان اعتبارش آگاهی ندارم، اما در اینجا میخواهم دربارهی نکته جالبی که باعث شد بهیادم بماند، صحبت کنم. در آن مطلب نوشته بود، بدن ما روزانه مورد حملهی دهها نوع سرطان مختلف قرار میگیرد، اما سیستم ایمنی بدن، ضمن مقابله، آنها را خنثی میکند. بیماری سرطان، زمانی شکل میگیرد که سیستم ایمنی بدن در مقابله با یکی از این حملات کم بیاورد و نتواند آن را خنثی کند. اینکه در طول یک روز، چنین اتفاقاتی در بدن ما میافتد و از خطرات مختلف جان سالم بهدر میبریم، بدون اینکه خودمان چیزی بدانیم، برایم شگفتآور بود. جالبتر اینکه میدانستم دقیقا همین اتفاق در سیستم روانی ما نیز در حال رخ دادن است؛ یعنی ما در طول یک روز عادی، ممکن است با دهها حمله به روانمان روبرو شویم و از آنها عبور کنیم. در حالی که اگر یکی از این تنشها از حد توان مقابلهی سیستم روانیمان خارج شود، به مشکل میخوریم. درست همانطور که سیستم ایمنی بدن ممکن است در صورت شدت پیدا کردن حملات، نتواند با آنها مبارزه کند و دچار بیماری شویم، ذهن ما هم دچار کمبود انرژی و منابع لازم برای مقابله با اتفاقات ناخوشایند زندگی میشود. در این صورت، دچار پدیدهای میشویم که در روانشناسی به «فروپاشی روانی» مشهور است.
بسیاری از ما گمان میکنیم که مصرف آبمیوهها در کودکی کاملاً بیضرر و حتی مفید است، اما تحقیق جدید نشان میدهد که این نوشیدنیهای شیرین میتوانند مشکلاتی برای سلامت در دهههای بعدی زندگی ایجاد کنند. براساس پژوهشهای جدید، نوشیدن آبمیوه، نوشابه و سایر نوشیدنیهای شیرین در دوران کودکی ممکن است خطر ابتلا به فشار خون بالا را در بزرگسالی به میزان قابلتوجهی افزایش دهد.
مطالعهای بزرگ در دانمارکی که روی بیش از ۱.۵ میلیون کودک انجام شده، با ارائه شواهد تازهای، پاسخ میدهد که مصرف استامینوفن در دوران بارداری با افزایش خطر اوتیسم ارتباط مستقیمی دارد یا نه.
بر اساس آمارها، حدود ۴۰ درصد مردم جهان دستکم گاهی از پیگیری اخبار اجتناب میکنند؛ نه به دلیل بیتفاوتی، بلکه چون احساس میکنند حجم خبرهای منفی از توان روانی آنها فراتر رفته است.
Δ