سینماپرس: «حورا کیان» با بیان این مطلب که بزرگترین چالشی که سینمای کوتاه با آن روبهروست، مسئله مالی است؛ اظهار داشت: احساس میکنم در چند سال اخیر این مشکل بیشتر هم شده؛ هزینهها بالا رفته، دستمزدها افزایش پیدا کرده و رقابت با فیلمهایی با پروداکشن سنگین و هزینههای زیاد کمی برای بچهها سختتر شده است. در واقع، بحث ارگانها و بودجههای کلان مطرح است که چند فیلم شاخص جشنواره هم از همین فضا بهرهمند بودهاند.
کارگردان فیلم کوتاه «رویای آمریکایی» به عنوان یکی از آثار حاضر در بخش ملی «چهل و دومین جشنواره فیلم کوتاه تهران» در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به چالش رقابت فیلمسازهای مستقل با آثار «بیگ پروداکشن نهادی» در سینمای کوتاه اظهار داشت: بزرگترین چالشی که سینمای کوتاه با آن روبهروست، مسئله مالی است. من احساس میکنم در چند سال اخیر این مشکل بیشتر هم شده؛ هزینهها بالا رفته، دستمزدها افزایش پیدا کرده و رقابت با فیلمهایی با پروداکشن سنگین و هزینههای زیاد کمی برای بچهها سختتر شده است. در واقع، بحث ارگانها و بودجههای کلان مطرح است که چند فیلم شاخص جشنواره هم از همین فضا بهرهمند بودهاند.
کیان در پاسخ به این پرسش که هزینه بالای آثار نهادی چه تاثیری بر ساختار سینمای کوتاه می گذارد بیان نمود: به نظرم بستگی دارد. اگر سقف مشخصی برای بودجه وجود داشته باشد، میتواند فرصت خوبی باشد؛ چراکه طبیعتاً هیچ فیلمسازی بدش نمیآید بودجه فیلمش زیاد باشد. اما واقعیت این است که بودجه بالا لزوماً باعث نمیشود فیلم خوبی ساخته شود.
وی افزود: درسته، بودجه زیاد امکان فیلمبرداری در روزهای بیشتر و با آرامش بالاتر را فراهم میکند، اما از طرف دیگر این پرسش پیش میآید که آیا فیلمساز میتواند همان نتیجه را در فیلمی با زمان تولید کوتاهتر هم بهدست بیاورد!؟ یعنی کسی که دو یا سه هفته فیلمبرداری کرده و خروجی خوبی گرفته، آیا میتواند همان کیفیت را در چهار روز هم خلق کند؟ در هر صورت، طبیعی است که همه ترجیح میدهند بودجه بیشتری داشته باشند.
کارگردان فیلم کوتاه «رویای امریکایی» در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه سینمای کوتاه اکران ندارد و هزینههای تولید بالاست، انگیزه فیلمسازان جوان برای ادامه در این حوزه چیست؛ تصریح نمود: این پرسشی است که بین همه ما مطرح است. یعنی ما هم بین دوستانمان این پرسش را داریم که خب در ادامه باید چه کار کنیم. چون بازگشت مالی وجود ندارد، در نهایت آنچه باقی میماند «عشق» است. عشقی که باعث میشود با جمعی از دوستان و عوامل، بدون چشمداشت مالی، فیلم بسازیم و جلو برویم. حتی اگر اکرانهایی هم برای فیلم کوتاه برگزار شود، من بعید میدانم بازگشت مالی قابلتوجهی داشته باشیم.
این سینماگر با انتقاد از این نگاه که سینمای کوتاه مقدمه ای برای ورود به سینمای بلند است اظهار داست: به نظر من، اساساً نباید با چنین دیدی به سینمای کوتاه نگاه کرد. یعنی نباید فکر کنیم چند فیلم کوتاه بسازیم تا بعد بتوانیم وارد سینمای بلند شویم. من احساس میکنم این دو مسیر از هم جدا هستند.
وی افزود: اگر با نیت رسیدن به سینمای بلند وارد سینمای کوتاه شویم، ممکن است همان عشق و انرژی خالصی را که در سینمای کوتاه وجود دارد، از بین ببریم.
«حورا کیان» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: سینمای کوتاه میتواند شکلهای مختلفی از خلاقیت را در خود جای دهد، اما اگر نگاه رزومهای به آن داشته باشیم یعنی صرفاً بخواهیم فیلم بسازیم تا بعد بتوانیم در دفاتر سینمایی خودمان را پرزنت کنیم آن نگاه هنری و شخصی به مرور کمرنگ میشود.
تعزیه به عنوان مهمترین گونه نمایش آیینی ایران، همواره فراتر از یک مراسم مذهبی، بستری برای بازنمایی هویت فرهنگی، حافظه تاریخی و زیباییشناسی نمایشی ایرانی بوده است. تأثیر این سنت نمایشی بر سینمای معاصر ایران، بهویژه در آثار بهرام بیضایی، ناصر تقوایی و عباس کیارستمی، نشان میدهد که هر یک از این فیلمسازان با رویکردی متفاوت، ظرفیتهای روایی، اجرایی و فلسفی تعزیه را در زبان سینما بازآفرینی کردهاند.
محمدمهدی مشکوری تهیهکننده انیمیشن با اشاره به چالشهای تولید انیمیشن هویت محور گفت که ادبیات کودک و نوجوان منبع باارزش اقتباس است.
مستند «خانواده محمد» با روایت زندگی یک خانواده افغانستانی ساکن ایران که در پی بمباران دشمن بخش عمده اعضای خود را از دست میدهند، وارد مرحله پستولید شد.
روایت ظهر عاشورا، فراتر از یک رخداد تاریخی یا حتی یک تراژدی مذهبی، ظرفیتی عظیم برای بازآفرینی سینمایی دارد؛ ظرفیتی که در آن، تقابل نابرابر نیروها، عمق شخصیتها، و بار عاطفی و نمادین واقعه، به شکلی کمنظیر در تاریخ بشر گرد هم آمدهاند.
Δ