یک روانشناس اظهار کرد: افرادی که خودپنداره مثبتی دارند، دارای «تنظیم درونی» هستند و کمتر تحت تأثیر فشارهای بیرونی مانند مدگرایی قرار میگیرند، در حالی که تأثیر خودپنداره منفی به این صورت است که افرادی که خودپنداره ضعیفی دارند، برای کسب تأیید بیرونی، بیشتر مستعد الگوبرداری از رفتارهای پرخطر یا پوششهای نامناسب هستند.
وی افزود: همچنین در این میان، نقش نوروترانسمیترها یا همان انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین، اپینفرین و نوراپینفرین، تنظیم فعالیتهای عصبی و پاسخهای بدن به محرکها است و باید توجه داشت که سهم حس بینایی در این فرآیند بسیار بالا بوده و حدود ۶۵ تا ۸۰ درصد محرکهای ورودی به مغز از طریق حس بینایی دریافت میشوند که در میان آنها، محرکهای مرتبط با دغدغههای جنسیتی بیشترین پتانسیل استرسزایی را دارند.
این روانشناس گفت: در رابطه با سیستم لیمبیک و تفاوتهای جنسیتی، سیستم لیمبیک یا همان دستگاه کنارهای، مسئول پردازش هیجانها، احساسات، رفتارهای تکانهای و پاداش است، اما از نظر تفاوت آمیگدال باید گفت که آمیگدال در مردان بزرگتر از زنان است و این تفاوت ساختاری باعث میشود مردان نسبت به محرکهای هیجانی، بهویژه محرکهای بینایی جنسی، سطح تحریکپذیری بالاتری داشته و پاسخهای هیجانی نیرومندتری نشان دهند. مجیدی در ادامه با اشاره بر مدیریت ورودیها و تفاوت در ساختار مغز اضافه کرد: لذا بر اساس مدیریت ورودیها و به دلیل همین تفاوت در ساختار مغزی، توصیه به مدیریت نگاه در مردان و مدیریت ارسال محرکها از طریق پوشش و رفتار در زنان، از منظر نوروبیولوژیک به عنوان راهکاری برای پیشگیری از تحریکات غیرضروری و حفظ تعادل هورمونی مطرح میشود.
پیامدهای استرس مزمن، آسیبهای جسمی و اختلالات رفتاری وی با اشاره به پیامدهای فیزیولوژیک و استرس ادامه داد: در مورد پیامدهای فیزیولوژیک و استرس، مواجهه با محرکهای نامناسب باعث تغییر در ترشح هورمونها، بهویژه افزایش کورتیزول میشود و اگر نیازهای برانگیخته شده مانند میل جنسی پاسخ داده نشوند، تعادل هورمونی مختل شده و فرد در وضعیت استرس مزمن قرار میگیرد که این وضعیت منجر به آسیبهای جسمانی متعددی میگردد.
وی ادامه داد: از جمله آسیبهای مربوط به قلب و عروق که با افزایش ضربان قلب و فشار خون در اثر استرس مداوم همراه است، آسیبهای گوارشی شامل افزایش اسید معده و خطر ابتلا به زخم معده و ریفلاکس، و همچنین آسیبهای مربوط به متابولیسم و استخوان که در آن، ترشح مداوم کورتیزول منجر به فرسودگی کبد به دلیل تبدیل گلیکوژن به گلوکز و برداشت کلسیم از استخوانها یا همان تحلیل استخوانی میشود.
مجیدی با بیان اینکه در پیامدهای روانی و رفتاری، تکرار محرکهای جنسی در سنین پایین یعنی در دوران کودکی و نوجوانی، منجر به عدم تعادل هورمونی و بلوغ زودرس میشود، تصریح کرد: پیامدهایی نظیر توقف رشد قدی به دلیل بسته شدن صفحات رشد و آسیبهای روانی-عاطفی را به همراه دارد؛ علاوه بر این، فشار ناشی از نیازهای بیپاسخ ممکن است فرد را به سمت رفتارهای ناسالم مانند خودارضایی یا تماشاگری جنسی سوق دهد و یا منجر به بروز اختلال فتیش شود که در آن فرد تمایل جنسی به اشیاء یا اعضای غیرجنسی بدن پیدا میکند و با توجه به اینکه این اختلال در سالهای اخیر افزایش یافته است، فرد مبتلا به فتیش کنترلی بر واکنشهای خود ندارد و این وضعیت اغلب با احساس گناه و افسردگی همراه است.
خودپنداره و تنظیم درونی این روانشناس با اشاره به اینکه در زمینه خودپنداره و تنظیم درونی، افرادی که خودپنداره مثبتی دارند، دارای «تنظیم درونی» هستند و کمتر تحت تأثیر فشارهای بیرونی مانند مدگرایی قرار میگیرند، گفت: در حالی که تأثیر خودپنداره منفی به این صورت است که افرادی که خودپنداره ضعیفی دارند، برای کسب تأیید بیرونی، بیشتر مستعد الگوبرداری از رفتارهای پرخطر یا پوششهای نامناسب هستند.
وی در پایان با تأکید بر پیچیدگیهای نوروبیولوژیک و روانی افزود: بنابراین با توجه به پیچیدگیهای نوروبیولوژیک و روانی، ضرورت آموزش در این حوزهها احساس میشود تا آموزشهای تخصصی در زمینههای پیش از ازدواج، فرزندپروری و مدیریت هیجانات برای نوجوانان و والدین انجام شود تا از آسیبهای ناشی از محرکهای محیطی کاسته شود.
بسیاری از والدین عکسها و سایر جزئیات مربوط به فرزندانشان را منتشر میکنند، اما تعداد کمی از آنها عواقب آن را برای حریم خصوصی، استقلال و ایمنی در نظر میگیرند.
شده تا به حال شاهد این باشید که یک اشتباه ساده در فضای مجازی، به آتشی سهمگین تبدیل شود که زندگی و شغل فردی را نابود کند؟ شده ته دل تان خوشحال شوید و بگویید: آهان! حق اش بود؛ خیلی دور برداشته بود! در این مقاله بررسی میکنیم که چرا ذهن ما، به جای قضاوت درباره رفتار، به قضاوت درباره شخص میپردازد و چگونه این تغییر، پاسخهای تند و خشن را در نظر ما موجه جلوه میدهد.
یک روانشناس با تشریح نقش خاله و عمه در رشد روانی کودک و نوجوان گفت: این شخصیتها، بدون آنکه جایگزین والدین شوند، میتوانند بهعنوان منابع حمایتی مکمل، فضایی امن برای گفتوگو، شکلگیری هویت مستقل و تقویت تابآوری فرزندان فراهم کنند؛ ضمن آنکه وابستگی کودک یا نوجوان به آنها، لزوما نشانه کمتوجهی والدین نیست.
ممکن است شما از صدا یا ظاهرتان خوشتان نیاید یا شاید احساس میکنید نمیتوانید کاری را درست انجام دهید.شاید هم شما احساس ناکافیبودن، خوبنبودن یا بیارزشبودن داشته باشید. ازخودبیزاری همین قربانیکردن خود و مثل این است که کسی تمام مدت در کنارتان از شما انتقاد و به تمام نقایصتان اشاره کرده و شما را برای هر اشتباهی سرزنش میکند.
Δ