درگذشت دکتر حسن پاشاشریفی این استاد و روانشناس برجسته و از برزگان حوزه سنجش و روانسنجی را به جامعه روانشناسی و مشاوره کشور، شاگردان، همکاران علمی و بهویژه خانواده محترم ایشان تسلیت میگویم.بیتردید آثار علمی، تلاشهای آموزشی و نقش مؤثر ایشان در ارتقای سنجش و ارزشیابی در ایران، یاد و نامشان را زنده نگه خواهد داشت. روحشان شاد و یادشان گرامی.
دکتر پاشا شریفی زادهٔ سال ۱۳۱۲ خورشیدی در استان کرمانشاه بودند. کارنامه علمی و حرفهای او نشان میدهد که بخش مهمی از عمر خود را صرف تدوین، بهکارگیری و آموزش اصول سنجش روانی و ارزشیابی آموزشی کرده و در پیوند دادن روانشناسی علمی با نظام آموزش و پژوهش کشور نقش پررنگی داشته است.
دکترحسن پاشاشریفی در حوزههای اجرایی و تخصصیِ سنجش نیز مسئولیتهای مهمی بر عهده داشت؛ از جمله معاون ادارهکل امتحانات وزارت آموزشوپرورش و مسئول تدوین آزمونهای روانی و پیشرفت تحصیلی و نیز رئیس کمیسیون تخصصی سنجش و ارزشیابی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران.
ایشان علاوه بر فعالیتهای اجرایی، در عرصه دانشگاهی و تربیت نیروی متخصص نیز حضوری جدی داشت؛ در همان صفحه آمده است که دکتر پاشاشریفی راهنمایی حدود ۲۰۰ پایاننامه کارشناسی ارشد را در رشتههایی مانند روانشناسی، مشاوره، روانسنجی و علوم تربیتی بر عهده داشته و همچنین بر بیش از ۶۰ پژوهش انجامشده در وزارت آموزشوپرورش و دانشگاهها نظارت کرده است.
یکی از برجستهترین جنبههای میراث علمی دکتر پاشاشریفی، تألیف و ترجمهی منابع آموزشی و تخصصی است. فهرست آثار درجشده در صفحه انجمن، مجموعهای پرحجم از کتابهای اثرگذار را نشان میدهد؛ از جمله:
– «سنجش و اندازهگیری در روانشناسی و تعلیم و تربیت» (تألیف، ۱۳۴۸) – «اصول روانسنجی و روانآزمایی» (تألیف، چاپهای ۱۳۷۷ و ۱۳۸۴) – «نظریه و کاربرد آزمونهای هوش و شخصیت» (تألیف، ۱۳۷۶ و ۱۳۸۴) – «راهنمای سنجش روانی» (ترجمه، در دو جلد؛ ۱۳۷۳ و ۱۳۸۳) و نیز «ویرایش جدید سنجش روانی» (ترجمه، ۱۳۸۴) – «تفسیر و راهنمای MMPI, MMPI2» (ترجمه، ۱۳۷۹) – «روانشناسی مثبت» (ترجمه، ۱۳۸۵) – «سنجش شخصیت» (تألیف، ۱۳۷۷) – «روانشناسی هوش و سنجش آن»** (تألیف، ۱۳۷۵)
چند وقت پیش به مطلبی درباره سرطان برخوردم که برایم شگفتآور بود. هرچند از میزان اعتبارش آگاهی ندارم، اما در اینجا میخواهم دربارهی نکته جالبی که باعث شد بهیادم بماند، صحبت کنم. در آن مطلب نوشته بود، بدن ما روزانه مورد حملهی دهها نوع سرطان مختلف قرار میگیرد، اما سیستم ایمنی بدن، ضمن مقابله، آنها را خنثی میکند. بیماری سرطان، زمانی شکل میگیرد که سیستم ایمنی بدن در مقابله با یکی از این حملات کم بیاورد و نتواند آن را خنثی کند. اینکه در طول یک روز، چنین اتفاقاتی در بدن ما میافتد و از خطرات مختلف جان سالم بهدر میبریم، بدون اینکه خودمان چیزی بدانیم، برایم شگفتآور بود. جالبتر اینکه میدانستم دقیقا همین اتفاق در سیستم روانی ما نیز در حال رخ دادن است؛ یعنی ما در طول یک روز عادی، ممکن است با دهها حمله به روانمان روبرو شویم و از آنها عبور کنیم. در حالی که اگر یکی از این تنشها از حد توان مقابلهی سیستم روانیمان خارج شود، به مشکل میخوریم. درست همانطور که سیستم ایمنی بدن ممکن است در صورت شدت پیدا کردن حملات، نتواند با آنها مبارزه کند و دچار بیماری شویم، ذهن ما هم دچار کمبود انرژی و منابع لازم برای مقابله با اتفاقات ناخوشایند زندگی میشود. در این صورت، دچار پدیدهای میشویم که در روانشناسی به «فروپاشی روانی» مشهور است.
بسیاری از ما گمان میکنیم که مصرف آبمیوهها در کودکی کاملاً بیضرر و حتی مفید است، اما تحقیق جدید نشان میدهد که این نوشیدنیهای شیرین میتوانند مشکلاتی برای سلامت در دهههای بعدی زندگی ایجاد کنند. براساس پژوهشهای جدید، نوشیدن آبمیوه، نوشابه و سایر نوشیدنیهای شیرین در دوران کودکی ممکن است خطر ابتلا به فشار خون بالا را در بزرگسالی به میزان قابلتوجهی افزایش دهد.
مطالعهای بزرگ در دانمارکی که روی بیش از ۱.۵ میلیون کودک انجام شده، با ارائه شواهد تازهای، پاسخ میدهد که مصرف استامینوفن در دوران بارداری با افزایش خطر اوتیسم ارتباط مستقیمی دارد یا نه.
بر اساس آمارها، حدود ۴۰ درصد مردم جهان دستکم گاهی از پیگیری اخبار اجتناب میکنند؛ نه به دلیل بیتفاوتی، بلکه چون احساس میکنند حجم خبرهای منفی از توان روانی آنها فراتر رفته است.
Δ