خروش دیار ستارخان در همایش حماسی جانفدایان آذربایجان شرقی

مردم غیرتمند تبریز در همایش جانفدایان آذربایجان صحنه‌هایی بی‌بدیل از ایثار، اتحاد و وفاداری به وطن رقم زدند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، تاریخ این کهن‌دیار همواره با جوشش خون غیرت و حماسه‌آفرینی در سخت‌ترین گردنه‌ها گره خورده است؛ سرزمینی که مردمانش از مشروطه تا دفاع مقدس و از قیام تاریخی 29 بهمن 1356 تا صحنه‌های خطیر پاسداری از امنیت و تمامیت ارضی کشور، سینه ستبر کرده و همواره نقش «سرِ ایران» را به شایستگی ایفا کرده‌اند.

امروز، سه‌شنبه 7 مهرماه، بار دیگر سنگفرش‌های تاریخی پایتخت تشیع و دیار سرداران نامدار لشکر عاشورا، شاهد ثبت یکی از باشکوه‌ترین و ماندگارترین حماسه‌های مردمی تاریخ معاصر بود؛ حماسه‌ای که با شعار پرمغز و کوبنده «آذربایجان؛ جان‌فدای ایران» بر تارک زمان درخشید و جلوه‌ای آشکار از پیوند ناگسستنی غیرت آذربایجانی با ولایت‌مداری و عشق به خاک میهن را پیش چشم جهانیان به تصویر کشید.

خیابان تاریخی امام خمینی (ره) تبریز از نخستین دقایق بامداد، تپش‌های نامنظم و پرشتاب جمعیتی را احساس می‌کرد که با هر قدم و با هر پرچم، نبض اتحاد ملی را به صدا درمی‌آوردند. پیش از آغاز رسمی ساعت 9 صبح، خیل عظیمی از مشتاقان، پیشکسوتان جهاد و شهادت، خانواده‌های معظم ایثارگران، جوانان و نوجوانان نسل‌های چهارم و پنجم انقلاب، بازاریان اصیل و نجیب، کارگران، دانشگاهیان و روحانیون معزز، خود را به محدوده باغ تاریخی گلستان رسانده بودند تا در اجتماعی کم‌نظیر، پاسخی دندان‌شکن به همه توطئه‌ها و یاوه‌گویی‌های بدخواهان ایران اسلامی بدهند.

آذربایجان؛ دژ تسخیرناپذیر ایران و سپر بلای هویت ملی

برای درک عمق رویدادی که امروز در امتداد شریان مرکزی کلان‌شهر تبریز رخ داد، باید صفحات قطور تاریخ را به تماشا نشست. آذربایجان صرفاً یک محدوده جغرافیایی در شمال‌غرب فلات ایران نیست؛ آذربایجان یک مفهوم راهبردی، خاستگاه صیانت از تشیع علوی و دژ دفاعی خلل‌ناپذیر تمامیت ارضی کشور در طول سده‌های متمادی است. دشمنان قسم‌خورده این مرز و بوم، بارها در اتاق‌های فکر و اندیشکده‌های رسانه‌ای خود برای ایجاد گسست‌های قومیتی و تحریک احساسات تفرقه‌افکنانه سرمایه‌گذاری‌های سنگین کرده‌اند، اما آنچه در عمل همواره نقشه‌های آنان را نقش بر آب ساخته، درک عمیق، بصیرت سیاسی و حب‌الوطن ریشه‌دار مردمان این خطه دلاورخیز بوده است.

رویداد حماسی «جان‌فدایان آذربایجان» در چنین بستر تحلیلی و تاریخی مهمی شکل گرفت. این همایش تنها یک راهپیمایی یا گردهمایی آیینی ساده نبود؛ بلکه بیانیه‌ای عینی، پویا و زنده از پیوستگی ناگسستنی اقوام ایرانی به محوریت آذربایجان بود. شرکت‌کنندگان امروز به خیابان نیامده بودند تا صرفاً ساعاتی را در یک تجمع عمومی بگذرانند، بلکه آمده بودند تا نشان دهند واژه «جان‌فدا» برای مردم تبریز یک شعار تزئینی نیست، بلکه مکتبی است که از خون ستارخان‌ها، باقرخان‌ها، ثقةالاسلام‌ها و سرداران رشیدی چون مهدی و حمید باکری و مدافعان حرم سیراب شده است.

طلیعه صبح مهرماه در باغ گلستان؛ تجلی اراده‌های پولادین

ساعت هنوز به 8:30 صبح نرسیده بود که محدوده تاریخی باغ گلستان و میادین منتهی به آن، لبریز از هیاهوی جمعیتی پرشور شد. نسیم خنک پاییزی مهرماه، بیرق‌های بزرگ سه رنگ جمهوری اسلامی ایران و پرچم‌های سرخ «یا لثارات الحسین» را بر فراز دست‌ها به اهتزاز درآورده بود. چهره‌های مصمم، گام‌های استوار و چشم‌هایی که امید و صلابت از آن‌ها موج می‌زد، گویای آن بود که تبریز برای خلق رخدادی بزرگ آماده است.

از کهنسالانی با کلاه‌های پشمی سنتی آذربایجانی و چهره‌های آفتاب‌سوخته دیار سبلان و سهند گرفته تا نوجوانانی که تازه وارد سنین بلوغ سیاسی و اجتماعی شده‌اند، همه شانه به شانه یکدیگر ایستاده بودند. طنین سرودهای حماسی که از بلندگوهای نصب‌شده در طول مسیر پخش می‌شد، ضرب‌آهنگ حماسی شهر را دوچندان می‌کرد. بازاریان راسته بازار کفاشان، مظفریه و مسگران دکان‌های خود را نیمه‌کاره رها کرده یا دیرتر گشوده بودند تا در خط مقدم این همایش حضور یابند. یکی از کسبه کهنه‌کار بازار تبریز با صدایی رسا می‌گفت: بازار تبریز از دوران مشروطه تا انقلاب، همواره پشتیبان دین و میهن بوده و امروز هم نمی‌تواند در برابر هجمه‌های دشمنان ساکت بماند؛ ما پای این وطن ایستاده‌ایم.

سبزپوشان عشق؛ تجلی همگانی لباس پاسداری در خیابان‌های تبریز

یکی از شگفت‌انگیزترین و در عین حال معنادارترین صحنه‌های همایش امروز که نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد، تن‌پوش سبز پاسداری بود که نه فقط بر اندام پرسنل رسمی سپاه، بلکه بر تن صدها تن از جوانان، دانشجویان، بازاریان و حتی نوجوانان داوطلب نشسته بود. این اقدام نمادین و چشمگیر، پیامی بسیار آشکار و معنادار با خود به همراه داشت؛ پیامی که نشان می‌داد مفهوم سپاهی بودن در فرهنگ عمومی این دیار به یک ارگان یا تشکیلات محدود نمی‌شود، بلکه نماد صیانت، جوانمردی، وفاداری و فداکاری در راه امنیت ملت و کیان ایران است.

دوشادوش هم ایستادن جوانانی با لباس فرم مقدس پاسداری، جلوه‌ای از لشکر عاشورای دوران دفاع مقدس را در ذهن‌ها زنده می‌کرد؛ لشکری که نامش لرزه بر تن ژنرال‌های رژیم بعث می‌انداخت. خبرنگار تسنیم با یکی از این دانشجویان جوان دانشگاه تبریز که اونیفرم سبز سپاه را با چفیه‌ای سفید بر دوش انداخته بود، به گفتگو نشست. او با حرارت و شوری زایدالوصف گفت: دشمن تلاش می‌کند نهادهای مدافع وطن و حافظ امنیت کشور را در چشم ملت تخریب کند، اما ما امروز با این لباس به میدان آمدیم تا بگوییم اگر هر کدام از ما در کسوت دانشجو، کارگر، معلم یا بازاری هستیم، در بزنگاه‌های خطر همگی سرباز، پاسدار و جان‌فدای این خاک و این ملتیم. ما فرزندان مهدی باکری هستیم و خصلت باکری‌ها، فدا شدن برای آرامش مردم است.

دیدن کودکان خردسالی که با کلاه‌های مزین به آرم سپاه و پیشانی‌بندهای «یا فاطمه‌الزهرا (س)» در کنار پدران خود گام برمی‌داشتند، احساسات عاطفی حاضران را برمی‌انگیخت. این هم‌نوایی نسلی در برگزیدن یک نماد مقدس، نشان داد که تبلیغات پرحجم اتاق‌های عملیات روانی بیگانه در ایجاد گسست میان ارکان دفاعی کشور و بدنه جامعه مدنی با شکستی سنگین مواجه شده است.

از خط مقدم تا نسل Z؛ روایت زنده دفاع مقدس در تبریز

رژه اقتدار؛ مانور غرورآفرین کاروان‌های موتوری و خودرویی مردمی

با حرکت ستون اصلی جمعیت از باغ گلستان به سمت چهارراه شریعتی، غرش خودروها و موتورهای مزین به پرچم ایران اسلامی، جاده احساسات مردمی را به اوج رساند. این کاروان بزرگ، رژه‌ای صرفاً اداری یا دولتی نبود، بلکه خروش خودجوش گروه‌های مختلف مردم بود که وسایل نقلیه خود را به نمادهای مقاومت و عزت ملی تبدیل کرده بودند.

صدها دستگاه موتورسیکلت در قالب ستون‌های منظم دو و سه ردیفه، در حالی که سرنشینان آن‌ها پرچم‌های بلند جمهوری اسلامی ایران و پوسترهای مزین به تصاویر شهدای والا مقام را در دست داشتند، پیشاپیش و در حاشیه‌های راهپیمایی به حرکت درآمدند. صدای موتورها با طنین پرشور شعارهای مردمی درهم آمیخته بود و گردانندگان این کاروان‌ها با مهارت و نظمی خیره‌کننده، فضایی حماسی خلق کردند.

در ادامه، صف طویلی از خودروهای سواری، وانت‌بارهای اصناف و ماشین‌های آراسته به گل و تصاویر سرداران شهید آذربایجان، به آرامی در طول خیابان امام پیش می‌رفتند. از پنجره‌های خودروها دست‌هایی بیرون آمده بود که پرچم‌های کوچک ایران را تکان می‌دادند و بانوان و کودکانی که سرودهای انقلابی را همخوانی می‌کردند، طراوتی مضاعف به این ستون عظیم می‌بخشیدند. این رژه مردمی به روشنی نشان داد که توان دفاعی و قدرت بازدارندگی کشور متکی به تجهیزات صرف نیست، بلکه ریشه در عزم، اراده و پیوند ناگسستنی اقشار گوناگون مردمی دارد که در هر زمان و با هر امکانی، صفوف خود را در دفاع از هویت ملی مستحکم می‌کنند.

در مسیر میعادگاه؛ از سنگفرش شریعتی تا میدان ساعت

خیابان امام خمینی (ره) تبریز همواره شریان اصلی رویدادهای تاریخی آذربایجان بوده است. با رسیدن امواج جمعیت به محدوده میدان ساعت (شهرداری) و عمارت باشکوه کاخ شهرداری تبریز، صحنه‌هایی از عظمت و شکوه ثبت شد که قلم از توصیف کامل آن عاجز است. صدای زنگ ساعت برج شهرداری با هر تیک‌تاک، گویی ضربان قلب شهری را اعلام می‌کرد که تاریخ خود را با حماسه بازخوانی می‌کند.

ایستگاه‌های صلواتی که به همت هیئات مذهبی، تشکل‌های دانشجویی، پایگاه‌های بسیج محلات و اصناف مختلف برپا شده بود، در سرتاسر مسیر با پخش چای، شربت، شیرینی و دود کردن اسپند، پذیرای خیل راهپیمایان بودند. بوی دل‌انگیز اسپند با عطر نم‌خورده سنگفرش‌ها درآمیخته بود و فضایی مالامال از معنویت و صمیمیت را پدید می‌آورد. 

شعارهای سر داده شده در طول مسیر، با زبان شعر، حماسه و ادبیات شیوای آذربایجانی، پیام همایش را به شیوه‌ای رساتر فریاد می‌زدند. ندای رعدآسای «آذربایجان جانباز، خامنه‌ای‌دن آیریلماز» (آذربایجان جانباز، هرگز از خامنه‌ای جدا نمی‌شود)، «آذربایجان اویاخدی، انقلابا دایاخدی» (آذربایجان بیدار است و تکیه‌گاه انقلاب اسلامی است)، و شعارهای حماسی به زبان فارسی نظیر «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» و «ایران پر از شیران است، جانم فدای ایران»، چنان فضایی را شکل داده بود که پژواک آن در کوچه پس‌کوچه‌های بافت سنتی شهر، از ارگ تاریخی علیشاه تا راسته فردوسی طنین‌انداز می‌شد.

یکی از جلوه‌های عمیق این حضور، ایستادگی جانبازان گرانقدر دفاع مقدس بود. جانبازان سرافرازی که بر روی صندلی‌های چرخدار نشسته بودند و توسط جوانان برومند شهر هدایت می‌شدند، با چشمانی اشک‌بار اما چهره‌هایی مصمم، دست‌های خود را به نشانه بیعت بالا برده بودند. خبرنگار تسنیم در حاشیه میدان ساعت به سراغ یکی از این یادگاران لشکر عاشورا رفت؛ حاج حسین که پاهای خود را در عملیات خیبر فدا کرده بود، در حالی که چفیه‌اش را بر پیشانی می‌فشرد، با بغضی عمیق گفت: ما جوانی و پاهایمان را دادیم تا حتی یک وجب از این خاک به دست بیگانه نیفتد. امروز که این جوان‌ها را می‌بینم، خیالم راحت می‌شود که پرچم عاشورا و بیرق ایران هرگز بر زمین نخواهد ماند. آذربایجان همیشه سربلند ایران است.

شیرزنان دیار عاشورائیان؛ دوشادوش مردان در معرکه غیرت

سهم زنان و مادران تبریزی در خلق حماسه امروز، کمتر از مردان نبود. تاریخ تبریز با نام زنانی چون «زینب پاشا» آمیخته است؛ شیرزنانی که در سخت‌ترین بزنگاه‌ها سلاح بر دوش گرفتند و اجازه ندادند گرد یأس بر سیمای جامعه بنشیند. امروز نیز مادران، همسران، دختران دانشجو و دانش‌آموزان دختر تبریزی حضوری پرشور، چشمگیر و تعیین‌کننده در این عرصه داشتند.

مادران شهدایی که با قاب عکس فرزندان شهیدشان در صفوف به هم فشرده گام برمی‌داشتند، کانون توجه و احترام عموم مردم بودند. یکی از این مادران والامقام که تمثال دو شهید والامقام دفاع مقدس را در آغوش داشت، در گفتگو با خبرنگار تسنیم با بیانی شیوا و حماسی اظهار داشت: من دو پاره تنم را برای امنیت این کشور و اسلام تقدیم کرده‌ام. اگر لازم باشد، جانِ ناچیز خودم را هم فدای خاک وطنم خواهم کرد. کسانی که بیرون از مرزها نشسته‌اند و آرزوی چندپاره شدن این ملت و آشوب در آذربایجان را دارند، باید بدانند که ما مادرهای آذربایجان، فرزندانمان را با عشق به اهل‌بیت و تعصب به ایران بزرگ می‌کنیم و اجازه نخواهیم داد خون شهیدانمان پایمال توطئه‌های پلید شود.

دختران نوجوان با چادرهای مشکی و مقنعه‌های آراسته به نشان پرچم ایران، با حمل دست‌نوشته‌هایی حاوی جملات میهن‌پرستانه و ابیاتی از استاد شهریار درباره وحدت ملی و عشق به وطن، تصویر درخشانی از بالندگی بانوی مسلمان ایرانی را به منصه ظهور رساندند. آنان در سخنان خود تأکید می‌کردند که آزادی و اعتلای زن در سایه استقلال، عزت و آرامش کشور به دست می‌آید و زن آذربایجانی همواره پیشتاز پاسداری از حریم خانواده و وطن بوده است.

طنین وحدت و بصیرت در تقاطع شهید بهشتی (منصور)

سرانجام، کاروان خروشان «جان‌فدایان آذربایجان» پس از عبور از فراز و فرودهای خیابان طویل امام خمینی (ره)، در تقاطع راهبردی چهارراه شهید بهشتی (منصور سابق) آرام گرفت، جایی که تراکم جمعیت به حد انفجار رسیده بود و امواج انسانی از خیابان‌های منصور، شریعتی و راسته‌های فرعی به این تقاطع تاریخی پیوند می‌خورد. 

صحنه استقرار جایگاه اصلی در چهارراه بهشتی، پر از شور، هم‌نوایی و وحدت بود. حضور علمای اعلام، ائمه جمعه، مسئولان ارشد استانی، فرماندهان نظامی و انتظامی در کنار توده‌های گوناگون مردم، مرزهای ظاهری و سازمانی را از میان برداشته بود. همه آمده بودند تا یک‌صدا نام مقدس «ایران» و شعار «جان‌فدایان آذربایجان» را فریاد بزنند.

قرائت آیاتی از کلام‌الله مجید و اجرای سرود مقدس جمهوری اسلامی ایران توسط گروه سرود نوجوانان و همخوانی چند ده هزار نفری جمعیت، فضایی منقلب‌کننده ایجاد کرد. دست‌ها بر روی سینه‌ها قرار گرفت و اشک شوق و غرور بر گونه‌های پیر و جوان جاری شد؛ لحظه‌ای که تجسم واقعی شکوه ملی و وحدت کلمه در خطه آذربایجان شرقی بود.

سپس خطبای مراسم و سخنرانان با اشاره به پیشینه درخشان آذربایجان در مقاطع سرنوشت‌ساز، بر لزوم حفظ هوشیاری ملی در برابر جنگ ترکیبی و شناختی دشمنان تأکید کردند. سخنرانان یادآور شدند که آذربایجان همواره سپر بلای ایران بوده و تفکر تجزیه‌طلبی، تفرقه‌افکنی و بیگانه‌پرستی در خاک حاصلخیز غیرت این مردم راهی به سوی رشد نخواهد داشت؛ چرا که شاهرگ هویت آذربایجان، تشیع، ایران‌دوستی و وفاداری به آرمان‌های انقلاب اسلامی است.

برگی زرین در صحیفه افتخارات کهن‌شهر تبریز

ساعت به اواسط ظهر نزدیک می‌شد، اما موج احساسات و حرارت جمعیت در چهارراه شهید بهشتی خاموش‌شدنی نبود. قرائت قطعنامه پایانی همایش با بانگ‌های تکبیر «الله اکبر، خامنه‌ای رهبر» و شعارهای ضداستکباری «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» مورد تأیید و تأکید قاطع مردم قرار گرفت. در این قطعنامه، شرکت‌کنندگان ضمن تجدید میثاق با رهبر معظم انقلاب اسلامی و خون پاک شهدای والامقام، بر آمادگی همه‌جانبه غیورمردان و شیرزنان آذربایجان برای دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران و خنثی‌سازی هرگونه توطئه و فتنه‌انگیزی پای فشردند.

همایش بزرگ «جان‌فدایان آذربایجان» در سه‌شنبه 7 مهرماه، تنها یک برگ از تاریخ نبود، بلکه فصلی تابناک از غیرت، شعور، ایثار و هوشیاری مردمی بود که قرن‌هاست پاسداری از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی ایران را وظیفه تاریخی خود می‌دانند. تبریز امروز بار دیگر نشان داد که تا زمانی که نبض غیرت این دیار می‌تپد، پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی ایران با افتخار در اهتزاز خواهد ماند و رویاهای شوم دشمنان در دستیابی به مطامع تفرقه‌افکنانه‌شان، جز سراب نخواهد بود. مردم غیرتمند آذربایجان با این حماسه ماندگار، عهد و پیمان خود را با ایران عزیز به زبان اشک و لبخند و حماسه تازه کردند و یک‌صدا به جهان مخابره کردند: آذربایجان سر ایران است و تا پای جان، فدایی عزت، اقتدار و سربلندی این خاک باقی خواهد ماند.

انتهای پیام/