سینماپرس: انجمن بازیگران سینمای ایران در پی برخی اظهارات مطرحشده در نشستهای فیلم فجر، متنی را منتشر کرد.
به گزارش سینماپرس، در بیانیه انجمن بازیگران سینمای ایران که نسخهای از آن در اختیار ایسنا قرار گرفته، از برخی صحبتهای مطرحشده در نشستهای خبری فیلم فجر به عنوان «ادبیات تند و قضاوتهای ناروا» یاد شده و اظهار تأسف شده از اینکه «صفاتی چون «ترس» و «بزدلی» به «هنرمندان غایب» نسبت دادهاند.
در ادامه متن این تشکل صنفی عضو خانه سینما آمده است که بر این باور است که نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه و شرایط روانی حاکم بر آن و به تبع بازیگران سینمای ایران به عنوان انسان و خارج از موقعیت شغلی، دور از انصاف و موازین اخلاق حرفهای است.
در این متن تاکید شده است: «غیبت شماری از همکاران ما در این روزها، نه برخاسته از عافیتطلبی، بلکه واکنشی طبیعی و انسانی به اندوه عمیقی است که فضای عمومی را در بر گرفته است. ای کاش میشد که مهمترین رویداد سینمایی کشور در زمانی دیگر و به دور از فضای غمبار فعلی برگزار شود تا هنرمندان در تنگنای انتخاب میان وظایف حرفهای و همدردی با جامعه قرار نمیگرفتند.»
انجمن بازیگران خانه سینما در بخش پایانی بیانیهاش آورده است: «دامن زدن به دوقطبیهای کاذب و خطکشی میان اهالی یک خانواده واحد، تنها بذر کینه و تفرقه را در سینمای ما میکارد. انتظار میرود همکاران کارگردان و تهیهکنندگان محترم به جای طرد و یا توهین، با درک متقابل از شرایط زمانه، و همدردی با تمام مردم داغدار، حرمت بازیگرانی را که سرمایههای اصلی و روحِ آثارشان و عضوی از جامعه هستند حفظ نمایند؛ با احترام به همکارانی که در این رویداد شرکت نمودند، هیچچیز جایگزین همدلی و مدارا برای عبور از این روزهای سخت نخواهد بود.»
کارگروه نمایش انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند با همکاری خانه سینما مستند «بدون ایرج» را نمایش می دهد.
صبح یکشنبه چهارم مرداد، محوطه پهنه رودکی در مقابل تالار وحدت مردمی جمع شده بودند که سالها اکبر عبدی را از قاب تلویزیون و پرده سینما دیده بودند، اینبار نه برای تماشای یکی از نقشهای او، که برای بدرقهاش آمده بودند.
سیدمحمد خاتمی با صدور پیامی درگذشت هنرمند برجسته، اکبر عبدی را تسلیت گفت.
در روانشناسی روایتمحور از تجربهای سخن گفته میشود که میتوان آن را «از دست دادن شاهدان زندگی» نامید؛ اینکه بعضیها فقط انسانهای دیگر نیستند، بلکه گواهان زنده فصلهایی از بودن ما هستند. وقتی میروند، انگار قطعهای از گذشته ما هم درست وقتی خوابیم، بوسهای بر گونهمان میزند، چمدانش را میبندد و از جهان محو میشود.
Δ