اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: مذاکرات ایران و آمریکا دوباره گره خورده و گویی تبدیل به کلافی سردرگم شده است. آخرین اخبار حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران مذاکره بر سر برنامه هستهای را منوط به پایان جنگ کرده است. دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا نیز مدعی است که ایران امتیازاتی داده اما از نظر او […]
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: مذاکرات ایران و آمریکا دوباره گره خورده و گویی تبدیل به کلافی سردرگم شده است. آخرین اخبار حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران مذاکره بر سر برنامه هستهای را منوط به پایان جنگ کرده است. دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا نیز مدعی است که ایران امتیازاتی داده اما از نظر او هنوز کافی نیستند.
در سالهای گذشته، مقامات جمهوری اسلامی تاکید داشتند که بر سر برنامه هستهای گفتوگو میکنند اما برنامه موشکی قابل مذاکره نیست؛ گویا حالا برنامه هستهای نیز در کنار برنامه موشکی قرار گرفته است.
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر روابط بینالملل در گفتوگو با اقتصادآنلاین، اگر امروز ایران با اهرمهایی که در اختیار دارد، مذاکره نکند و توافقی به دست نیاورد، این اهرمها عملا بیفایده خواهند شد. او تاکید دارد که عوامل مثل نزدیکبودن جامجهانی و انتخابات میاندورهای به هیچ وجه مانعی برای ادامه جنگ نیستند و شروع دوباره حمله نظامی به ایران با ادامه شرایط فعلی محتمل است.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
استدلالی که این روزها از سوی برخی رسانههای حاکمیتی مطرح میشود این است که مذاکره و توافق عملا به خلع سلاح منجر شده و زمینه حمله بزرگتری علیه ایران را فراهم میکند. پاسخ شما به این استدلالها چیست و چرا فکر میکنید مذاکره و توافق بر سر این موضوعات همچنان قابل دفاع است؟
واقعیت این است که نادرستی این استدلال ثابت شده است. در این مرحله فکر نمیکنم اصلا نیازی به طرح این بحث باشد. پیش از جنگ ۱۲ روزه، افرادی که این گونه استدلال میکردند، حرفشان این بود که اگر آمریکا به ما حمله نکرده، به خاطر همین چند کیلو اورانیوم ۶۰ درصد است. حتی فردی در مصاحبهای با روزنامه شرق چند روز قبل از جنگ ۱۲ روزه گفت که دلیل حمله نکردن آمریکا و اسرائیل به ما همین چند کیلو اورانیوم است. پیشفرض این افراد این بود که اورانیوم غنیشده ایجاد بازدارندگی میکند.
اما در عمل ثابت شد که اینطور نیست. ایران این محموله اورانیوم غنیشده را داشت، اما دو بار به ایران حمله شد و این اورانیوم غنی شده هیچ خاصیت بازدارندگی نداشت.
اما در قبل از این جنگ نیز از جهت نظری استدلال این افراد قابل دفاع نبود. بازدارندگی زمانی معنا دارد که در مقابل سلاح دشمن، ما هم همان سلاح یا بهتر از آن را داشته باشیم و دشمن بداند در صورت حمله، پاسخ مؤثر و پشیمان کنندهای دریافت خواهد کرد. اورانیوم غنیشده چنین خاصیتی ندارد و حتی از جهت اثرگذاری بر محیط نیز با سوخت نیروگاه هستهای هم قابل مقایسه نیست.
اورانیوم غنیشده از نوع مورد بحث به لحاظ فنی اگر هدف حمله قرار بگیرد، تشعشعات رادیو اکتیو ایجاد نمیکند. ما حدود ۹ تن اورانیوم غنیشده در سطوح مختلف داریم و پس از حملات اخیر هم هیچ تشعشعی ایجاد نشد. روشن است که این مواد به سلاح تبدیل نشدهاند و کارایی نظامی ندارند.
برای تبدیل شدن به سلاح، ابتدا باید به غنای ۹۰ درصد برسد، سپس طی فرایندی به سلاح تبدیل شود، در کلاهک موشک قرار گیرد و از نظامی قابل استفاده شود. در غیر این صورت، صرفا مادهای غیرفعال است که در انبار نگهداری میشود. البته حتی برای تبدیل به «بمب کثیف» هم مراحلی را باید طی کند و وسیله پرتاب داشته باشد.
کاربرد دیگر اورانیوم غنی شده در ساخت سلاح هستهای است. در این مورد هم با توجه به تاکید مکرر رهبر شهید و فتوای ایشان، روشن بود که ایران قصد استفاده از اورانیوم ۶۰ درصد برای ساخت سلاح را نداشت و اقدامی هم در این جهت صورت نگرفت. تنها کارکردی که این اورانیوم میتواند داشته باشد استفاده از آن بهعنوان اهرمی برای امتیاز گرفتن در مذاکره است. تصور من این است که عمده مسئولین نیز همین نظر را داشتند و فرض این بود که از این موجودی اورانیوم میتوان بهعنوان یک حربه مذاکراتی برای لغو تحریمها استفاده کرد.
اما اکنون اگر قرار نباشد از آن بهعنوان اهرم مذاکراتی هم استفاده شود، پس عملا فایده آن چیست؟ مشکل معمولا این است که حربههای مذاکراتی ما رفتهرفته حیثیتی میشوند و به این دلیل امکان استفاده از آن برای بده – بستان در مذاکرات هم از دست میرود و گویا در مورد اورانیوم ۶۰ درصد چنین شده، حداق برخی فشار میآورند که چنین شود.
مخالفان مذاکره و توافق میگویند که اگر ایران این ذخایر را تحویل دهد، آمریکا و اسرائیل به ایران حمله اتمی میکنند و اگر امروز این حمله را انجام نمیدهند، به این دلیل است که ایران بهانهای برای ساخت بمب اتمی با ذخایر اورانیوم خود پیدا میکند.
در مورد بحث احتمال استفاده از سلاح هستهای علیه ایران باید گفت که چنین سلاحی بسیار منفور است و جز در یک مورد از آن استفاده نشده است. بعد از یک مورد استفاده از سلاح اتمی علیه ژاپن در اواخر جنگ جهانی دوم، آن پس تا کنون هیچ کشوری از سلاح هستهای استفاده نکرده است. حتی در جنگهایی مانند اوکراین و روسیه که سال چهارم خود را پشت سر میگذارد، باوجود برخورداری روسیه از بیشترین شمار کلاهکهای هستهای استراتژیک و تاکتیکی، اما این کشور به خود اجازه استفاده از این سلاحها را نداده است. یا در درگیریهای نظامی متعددی که آمریکا در دههای اخیر داشته، هرگز از این سلاح استفاده نشده است. حتی سران اسرائیل، باوجود تمام خباثت و تجاوزگری که داشتهاند، در جنگهای بسیار خود از سلاح هستهای استفاده نکردهاند.
نکته اینجاست که استفاده از سلاح هستهای شاید فقط در شرایطی ممکن مطرح باشد که موجودیت یک کشور در خطر باشد، نه صرفا موجودیت نظام سیاسی. ضمن اینکه کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل از نظر نظامی آنقدر امکانات دارند که نیازی به توسل به سلاح هستهای باشد.
غیر از ذخایر اورانیوم، اصل غنیسازی هم تبدیل به مسئلهای حیثیتی شده است و حتی گفته میشود که اصلا نباید درباره برنامه هستهای مذاکره شود. آیا در دنیای سیاست و روابط بینالملل چیزی با عنوان «حق مسلم» و «مقدس» وجود دارد؟
این موضوع نسبی است. دنیای سیاست، دنیای ممکنات است و هیچ چیزی در این دنیا مقدس نیست. کشورها باید بر اساس امکانات و شرایط واقعی و عینی تصمیم بگیرند.
در چارچوب معاهده NPT، توسعه و تولید و استفاده از انرژی هستهای برای همگان در ماده ۴ به رسمیت شناخته شده و اگر چه از واژه غنی سازی در این ماده استفاده نشده، اما اکثر حقوقدانان این را شامل غنیسازی هم میدانند. من هم این تفسیر را قبول دارم. اما این حق مشروط است به اجرای ماده ۳ ان پی تی؛ یعنی برنامه هستهای باید تحت نظارت آژانس باشد و صلحآمیز بودن آن مسلم باشد.
در دهه ۹۰ و اوائل دهه ۲۰۰۰ میلادی، طرفهای غربی و گزارشهای آژانس مدعی بودند که برخی اقدامات ایران باعث بیاعتمادی شده است و به همین دلیل در قطعنامههای شورای امنیت درخواست تعلیق غنیسازی مطرح شد؛ و قبل از آن، خود ایران هم در سال ۱۳۸۲ بهصورت داوطلبانه و موقت این کار را برای اعتمادسازی انجام داد.
بنابراین، حق غنیسازی وجود دارد، اما مشروط به شرایطی؛ و در شرایط تنش، باید دید آیا منافع آن بیشتر از هزینههای آن است یا نه.
براساس مطالعهای که در دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده، برآوردها نشان میدهد که ایران بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ ایران متحمل حدود ۱.۲ تریلیون دلار به خاطر هزینهها و خسارت مستقیم و غیرمستقیم ناشی از تحریمها شده است. برخی نیز که مبنا را تمام دوره ۲۵ سال گذشته میگذارند، حتی از رقمهای ۲ تا ۳ تریلیون دلار سخن میگویند. این رقم بسیار بزرگی است.
ظاهرا مشکل اکنون این است که غنیسازی به یک موضوع حیثیتی تبدیل شده است. فشار غرب برای وادار کردن ایران به کنارگذاشتن غنی سازی موجب شده که در داخل این موضوع با مسئله عزت ملی گره بخورد.
اما نتیجه این روند، خسارتهای اقتصادی، افزایش تنش و حتی جنگ بوده است؛ بنابراین باید واقعبینانه بررسی شود که ادامه این مسیر چه هزینهای دارد.
با توجه آرایش نظامی آمریکا در منطقه و بنبست فعلی در مذاکرات، چه افقی را محتملتر میدانید، احتمال توافق یا جنگ؟
بحث اهرمهای مذاکره در اینجا هم مطرح است. موضوع تنگه هرمز نمونهای از این اهرمهاست. در مصاحبهها و نوشتههایم بارها اشاره کردهام که اگر از این ابزارها بهموقع استفاده نشود، از بین میروند.
ایران ابتدا میتوانست از اهرم کنترل تنگه هرمز در مذاکره استفاده کند، اما امروز با وجود محاصره دریایی، کنترل تنگه هرمز به ابزاری برای رفع محاصره دریایی تقلیل پیدا کرده است.
به طور کلی در طول سالهای گذشته، ایران فرصتهای زیادی را از دست داده است و حتی برخی از این فرصتسوزیها با عنوان «سندروم فاو» یاد میکنند. اکنون هم شرایطی ایجاد شده که میتواند به یک معامله منجر شود، اما اگر استفاده نشود، ممکن است از دست برود.
امروز در داخل کشور نیز فشار برخی گروهها علیه مذاکره افزایش یافته است. برخی حتی مذاکره درباره موضوع هستهای را خیانت میدانند و میگویند فقط باید درباره موضوعاتی مانند تنگه هرمز یا غرامت جنگی مذاکره شود. به نظر میرسد حتی فضای تبلیغاتی پیرامون این نظرات شکل گرفته که ممکن است تصمیم گیری برای مقامات را مشکل کند.
چنین فضایی میتواند مانعی برای حل مسئله باشد، زیرا به مرور موجب شکل گیری مواضعی در پایگاه اجتماعی نظام میشود که تصمیمگیری را دشوار میکند. البته فرض بر این است که نظر رهبری در نهایت میتواند فصلالخطاب باشد، اما شکل گیری چنین افکاری در پایگاه اجتماعی در تصمیمگیری بیتاثیر نخواهد بود.
در چنین فضایی، در نهایت، خطر درگیری نظامی همچنان وجود دارد. هیچیک از عواملی که ذکر میشود، اعم از نزدیکبودن جام جهانی و انتخابات میاندورهای آمریکا نیز نمیتوانند مانعی در برابر شروع دوباره جنگ باشند. چراکه اگر ترامپ نتواند امتیازات مدنظر خود به ویژه در موضوع غنیسازی و ذخیر اورانیوم ۴۴۰ کیلویی ایران را بگیرد، در داخل آمریکا و در سطح بینالمللی مضحکه عام و خاص خواهد شد. این اتفاق عملا منجر به اثر بسیار منفی بر انتخابات میاندورهای نیز میشود؛ بنابراین برای ترامپ، این موضوع اهمیت زیادی دارد و اگر نتواند امتیازی بگیرد، ممکن است به سمت تشدید تنش یا جنگ حرکت کند، چون عقبنشینی برای او پرهزینه خواهد بود.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از انتخاب، وال استریت ژورنال مدعی شد: مقامات آمریکایی گفتند ترامپ و تیم امنیت ملی او نسبت به پیشنهاد ایران برای توافقی که به موجب آن تنگه هرمز باز شود و بحثها درباره برنامه هستهای ایران به تعویق بیفتد، بدبین هستند. نقل از این رسانه، ترامپ صبح دوشنبه با مشاوران […]
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرارو، سنتکام امروز در تارنمای ایکس مدعی شد که ناوشکن موشکانداز رافائل پرالتا (Rafael Peralta) در ادامه محاصره بنادر جنوبی ایران، مانع از رسیدن نفتکشام تی استریم (MT/Stream) به مقصد شد. در این مطلب آمده که ناو مذکور ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) و پیش از عزیمت نفتکش استریم […]
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، «جفری ساکس» استاد دانشگاه در گفتوگویی درباره جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با اشاره به اهداف اولیه این درگیری گفت که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی قادر به تحقق اهدافی که در آغاز جنگ دنبال میکردند، نیستند. وی با بیان اینکه این اهداف شامل تغییر […]
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایرنا، شبکه تلویزیونی ۱۲ رژیم صهیونیستی اعلام کرد که نتانیاهو به وزرای کابینه امنیتی خود تصریح کرده است که بیش از آنچه اکنون در لبنان انجام میدهد، امکان اقدام بیشتری وجود ندارد و این محدودیت، همان چیزی است که واشنگتن از تلآویو میخواهد. طبق ادعای این گزارش، رئیسجمهور آمریکا […]
Δ