سینماپرس: پنجاهوچهارمین نشست «شبهای مستند» موزه سینما با حضور مرتضی شاملی مستندساز و روبرت صافاریان پژوهشگر و مستندساز، به نمایش و بررسی ساختاری و محتوایی دو مستند «این سرزمین گرم» و «حاج غلامعلی» اختصاص داشت.
به گزارش سینماپرس، این نشست ششم مهرماه با نمایش دو مستند «این سرزمین گرم» و «حاج غلامعلی» ساخته مرتضی شاملی در سالن «فردوس» موزه سینمای ایران برگزار شد. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی برگزار شد و ارد عطارپور فیلمساز، اجرای نشست را بر عهده داشت.
این دو فیلم را در سالهای پایانی جنگ ساختم
مرتضی شاملی درباره زمان ساخت این دو مستند گفت: این دو اثر را در اواخر جنگ و پیش از «در جستوجوی مفقودین جنگ» ساختم. «این سرزمین گرم» متعلق به سال ۱۳۶۵ است که در آنجا با حاج غلامعلی آشنا شدم و در شهریور سال ۱۳۶۶، یعنی چند ماه بعد، مستندش را ساختم.
او ادامه داد: پیش از این دو فیلم هم، «میهمانانی از جنگ» را ساختم که مربوط به ابتدای جنگ، سه ماه پس از آغاز آن و دیماه سال ۱۳۵۹ است. فیلم «در جستوجوی مفقودین جنگ» نیز مربوط به سال ۱۳۶۷ و زمان امضای قطعنامه و پایان جنگ است؛ زمانی که موضوع جستوجوی مفقودین در میان مردم شکل گرفت.
«این سرزمین گرم» از نظر مستندسازی قابل توجه است
در ادامه، روبرت صافاریان با اشاره به تفاوتهای دو فیلم گفت: من بین این دو فیلم، «این سرزمین گرم» را بیشتر دوست داشتم و به نظرم از نظر کار مستندسازی، شیوه جالبی در آن انجام شده است.
وی افزود: اولاً روایتی از یک پسر نوجوان است. این روایت آنقدر پیچیده نیست که مستند تابع آن قرار بگیرد، بلکه خطی است که گوشههای مختلف آشپزخانه، شهر و آدمها را با ایجاز خوبی نشان میدهد؛ بنابراین، این فیلم را از لحاظ کار مستندسازی پسندیدم. در ساختار آن همهچیز سر جای خودش است و تقریباً چیز اضافهای وجود ندارد.
صافاریان ادامه داد: هم روایت کاملاً مستند است و هم از روایتی استفاده شده که تمام این عناصر کنار هم قرار بگیرند و یک کل منسجم را بسازند.
وی درباره «حاج غلامعلی» نیز گفت: در دومی، این انسجام را احساس نکردم و ممکن است بخشی از این امر هم به افت کیفیت صدا و تصویر برگردد؛ از این رو، دنبال کردن بخشی از دیالوگها برای من مشکل بود.»
مرتضی شاملی درباره شرایط تولید «حاج غلامعلی» و نگاه امروز خود به این فیلم اظهار داشت: درست است که من کارمند تلویزیون بودم، ولی هیچوقت خودم را کارمند نمیدانستم. تمام کارهایی که کردم، بیشتر انتخابی بود و خیلی از آنها هم نشان داده نشد. درباره فیلم «حاج غلامعلی»، به نظر شما نزدیکتر هستم.
وی درباره دشواریهای فیلمبرداری در آن دوره گفت: صحنههایی که برای تعزیه میگرفتیم دشوار بود و امکانات ما محدود بود. با امکاناتی که در آن زمان داشتیم، این فیلم برای من راضیکننده بود.
شاملی درباره وضعیت بازسازی نسخههای این فیلمها نیز گفت: قرار بود این فیلمها در لابراتوار از نظر کیفی بازسازی شوند که نشد و من هم پیگیر انجام این کار هستم. لابراتوارها که دیگر به شکل قبل نیستند و الآن به آرشیو منتقل شدهاند و من نمیدانم چگونه میتوان فیلمها را بدون متخصصان لابراتوار و با استفاده از نگاتیو بازسازی کرد.
وی ادامه داد: زمانی اکبر عالمی را آنجا داشتیم و آدم دلش قرص بود که خیلی کارها میشود انجام داد. بعد از مرگ او، الآن وضعیت آنجا مشخص نیست.
شاملی در پایان گفت: به هر صورت، کیفیت فیلم و صدا خوب نبود و امیدوارم که کمبودها را ببخشید. همانطور که گفتم، ماهیت مستند این فیلمها مرا مجاب کرد که قبول کنم آنها را در موزه سینما به نمایش بگذارم.
روبرت صافاریان در پایان با تاکید بر اهمیت ثبت زندگی در پشت جبهه گفت: مستندهایی مثل «این سرزمین گرم» ارزش مستندنگاری دارند، چرا که تمام جنگ، خود جبهه نیست؛ بلکه پشت جبهه نیز باید ثبت و ضبط شود.
پنجاهوچهارمین نشست شبهای مستند با پرسش و پاسخ حاضران با مرتضی شاملی و روبرت صافاریان به پایان رسید.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی چهارمحال و بختیاری با اشاره به ظرفیت و پیشینه سینمای استان گفت: فیلمسازان چهارمحال و بختیاری با تولید حدود ۱۵۰ فیلم و حضور موفق در جشنوارههای ملی و بینالمللی، توانستهاند نام و ظرفیتهای فرهنگی و هنری استان را در عرصههای مختلف به نمایش بگذارند.
بعد از 12روز اکران و 724هزار بلیت فروختهشده، حالا شرایط سنی برای تماشای فیلم «خانم والده» در نظر گرفته شده است. اگر به سامانه سمفا مراجعه کنید، متوجه میشوید که روی پوستر این فیلم با رنگ قرمز 15+ نوشته شده و این یعنی افراد زیر 15سال نمیتوانند این فیلم را تماشا کنند.
تیزر جدید فیلم «اسکورت» در آستانه فروش 45 میلیاردی این فیلم منتشر شد.
حضور کودکان بر پرده سینما همواره ابزاری جادویی برای خلق عمیقترین مفاهیم انسانی بوده است؛ اما گذر از دوران خردسالی به بزرگسالی برای بسیاری از آنان، حرکت بر لبه تیغی است که گاه به تراژدی میانجامد. بررسی سرنوشت بازیگران کودک در ایران از عاقبت تلخ بازیگران «بچههای آسمان» و «باشو غریبه کوچک» تا مسیر موفق چهرههایی چون علی شادمان و مقایسه آن با قوانین حمایتی هالیوود مانند «قانون کوگان»، نشان میدهد که غفلت از زیرساختهای حقوقی، روانی و آموزشی، چگونه درخشش در کودکی را به بهای خط بطلان کشیدن بر آینده آنان تمام میکند.
Δ