با افزایش هزینههای تولید، هجوم خودروسازان چینی و عقبماندگی در فناوریهای نو، آینده خودروسازی اروپا بیش از هر زمان دیگری مبهم شده است؛ مدیران صنعتی میگویند اگر مسیر تغییر فوری نباشد، کارخانهها یکی پس از دیگری خاموش میشوند.
به گزارش اکوایران، مصاحبه آخر جیم فارلی، مدیرعامل فورد با فایننشیال تایمز نشان میدهد این ابرخودروساز سالهاست در اروپا با یک معادله سراسر دردسر دستوپنجه نرم میکند. ساخت خودرو برقی پرهزینه است و مشتری اروپایی هنوز ترجیح میدهد پولش را برای مدلی بخرد که برایش آشناست و تا وسط سفر او را آواره شارژر نکند. این یعنی موجودیها روی دست میمانند، هزینهها سنگینتر میشود و مشکلات مدیران عمیقتر.
برای دوام آوردن، فورد سراغ همکاری با یک شرکت اروپایی رفته تا خودروهای برقی ارزانتر بسازد. در کنارش تلاش میکند بخش خودروهای کاری و تجاری خود را تقویت کند. چون دستکم آنجا مشتری هنوز سر حرفش هست و هر روز ناچار است کار کند و جابهجا شود. اما این تلاشها روی زمین لغزنده اجرا میشود.
۱. قیمتها افسارگسیختهاند ساخت خودروی تمامبرقی هنوز به صرفه نیست. باتری گران است، زیرساخت شارژ ناقص. مردم هم قرار نیست فقط به خاطر شعارهای سبز، چند هزار یورو اضافه خرج کنند.
۲. رقبای خارجی کمین کردهاند چینیها با قیمتهای پایین وارد میشوند و اروپا با قوانین سخت خودش را دستوپا بسته تحویل رقبا میدهد. رقابتی که باید «منصفانه» باشد، تبدیل به مسابقه با پاهای بسته شده.
۳. تنوع خودروها در حال نابودی است خودروساز مجبور میشود هر چه سریعتر همهچیز را برقی کند، حتی اگر بازار نخواهد. نتیجه؟ مدلهای محبوب قدیمی حذف میشوند و مشتری بیچاره همان چیزی را میخرد که باقی مانده، نه آنچه دلش میخواهد.
۴. زنجیره تأمین بیبنیاد است بسیاری از مواد و قطعات خودروهای برقی از خارج اروپا میآیند. صنعتی که سالها نماد خودکفایی ساخته بود، حالا در قبضه تامینکنندگان خارجی گرفتار شده.
۵. کارخانهها و کارگران قربانی میشوند تعطیلی خط تولید بنزینی یعنی بیکارسازی گسترده. گذار شتابزده، هزینه اجتماعی دارد و هیچکس حاضر نیست آن را روی جلد بروشورها چاپ کند.
فورد نمیخواهد قهرمان رویاهای محیطزیستی باشد؛ میخواهد بماند و نفس بکشد.
پیام فورد به سیاستگذاران هم بیپرده است: «قانونگذاری باید با عقل و زمانبندی همراه باشد.» اگر قرار است برقی شویم، باید زیرساخت و حمایت مالی هم وجود داشته باشد. در غیر اینصورت، اروپا که روزی فرمانروای صنعت بود، تبدیل میشود به موزهای از افتخارات گذشته.
از نظر فارلی اگر اروپا دست از لجبازی با واقعیت بردارد و گذار تدریجی را بپذیرد، صنعت فرصت دارد نفس تازه کند. خودروهای هیبریدی و کممصرف میتوانند پلی باشند میان گذشته و آینده. آنوقت اروپا نه از محیطزیست جا میماند، نه صنعتش را به قیمت شعار قربانی میکند.
نمایشگاه خودرو تهران فقط روایت فاصله درآمدی مردم با خودروهای روی سکوها نیست. برای بعضی خودروها حتی نزدیکشدن و لمسکردن هم ممکن نیست؛ خودروهایی که قرار است در بازار ایران فروخته شوند، اما در نمایشگاه بیشتر شبیه اشیای نمایشیاند.
افت دلار تا زیر ۲۳۰ هزار تومان، بازار خودرو را هم اندکی نزولی کرد، اما نه آنقدر که بتوان از تغییر روند سخن گفت. رکود همچنان حرف اول را میزند؛ بازاری که بیشتر تماشاگر دارد تا خریدار، مگر در خودروهای خاص و میلیاردی که داستان کاملاً متفاوت است.
وقتی نمودار توزیع خودرو در دهکهای مختلف بررسی میشود، مشاهده میکنیم که در دهک اول حدود 2درصد جامعه خودرو دارند اما در دهک دهم حدود 2درصذ خودرو ندارند.
اظهارات اخیر درباره افزایش قیمت بنزین، یک سؤال مهم را دوباره مطرح کرده است: آیا سیاست فعلی سوخت واقعاً به شکل یکسان به همه خودروها و مصرفکنندگان فشار وارد میکند؟ در شرایطی که دولت از ناترازی بنزین، کنترل مصرف و ضرورت اسقاط خودروهای فرسوده میگوید، تفاوت شدید مصرف سوخت میان خودروهای قدیمی و خودروهای کممصرف، هیبریدی و برقی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
Δ