روانشناسی رشد به مطالعه تحول انسان در طول چرخه زندگی میپردازد. این حوزه شامل رشد جسمانی، شناختی، اجتماعی، ذهنی، ادراکی، شخصیتی و هیجانی است و نقشی کلیدی در درک چگونگی یادگیری، بلوغ و سازگاری ما ایفا میکند. اگرچه بسیاری از نظریههای روانشناسی رشد بر تحولات دوران کودکی متمرکز هستند، اما نظریههای برجستهای نیز در مورد اوایل و اواخر بزرگسالی وجود دارد که به چگونگی تغییر تفکر، احساسات و رفتار در طول زندگی فرد میپردازند. نظریههای کلیدی در روانشناسی رشد توسط ژان پیاژه، جان بالبی و اریک اریکسون مطرح شدهاند.
۱. نظریه روانکاوی زیگموند فروید (Psychosexual Theory) زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، رشد شخصیت را بر اساس مراحل روانی-جنسی تبیین کرد. به باور او، شخصیت انسان تا حدود ۵ سالگی شکل میگیرد و تجربیات اولیه نقش تعیینکنندهای در رفتارهای آینده دارند.
یک روز خستهکننده میتواند انتخابهای ما را هم تغییر دهد. وقتی ساعتها درگیر کار و فعالیت هستیم، ممکن است ذهن برای تصمیمگیری مثل همیشه آماده نباشد و انتخابهای سادهتر، آشناتر و کمدردسرتر را ترجیح دهد. اما خستگی چطور میتواند شیوه فکر کردن و انتخاب کردن ما را تغییر دهد؟
یک روانشناس کودک با اشاره به انواع اضطراب کودکان در روزهای ابتدایی سال تحصیلی گفت: اضطراب روزهای اول مدرسه میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و والدین نباید بیمیلی کودک به مدرسه رفتن را امری طبیعی یا موضوعی برای شوخی تلقی کنند.
یکی از رایجترین پرسشهایی است که والدینِ تازهکار از یکدیگر میپرسند این است که فرزندانشان شبیه چه کسی خواهند شد و از جمله این که هوش آنها از چه طرفی به آنها به ارث میرسد؟
اکثر ما هم حس خوبِ انجامدادن کار خوب را تجربه کردهایم و هم این را که چنین کاری چقدر میتواند دشوار باشد. کمک به دیگران باعث ایجاد حس رضایت خاطر در ما میشود. درعینحال، دستگیری از دیگران، درحالیکه خودمان گرفتاریم، یا صداقت به خرج دادن در برخی موارد میتواند فشار روانی و ناراحتی به همراه […]
Δ