شاید در ابتدا اینطور به نظر برسد که نویسندگان، مدیران، تاجران، روزنامهنگاران و سخنرانان بیشترین بهره را از نوشتن میبرند، اما این باور دیگر درست به نظر نمیرسد. هر یک از ما میتوانیم با تقویت مهارت نوشتاریمان از آن بهرهمند شویم، حتی اگر آن تمرین نوشتن خاطرات روزانه باشد.
از آنجاییکه انسانها موجودات اجتماعی هستند، ما نیازمند برقراری ارتباط با یکدیگر به طور روزانه هستیم. با وجود اینکه بیشتر این ارتباطها به صورت کلامی و غیرکلامی صورت میگیرد، میزان زیادی از آنها مستلزم نوشتن است. مثال روشن این موضوع پستهایی است که در شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر و … منتشر میشوند؛ همچنین شامل پیامهایی است که با گوشیهای تلفن همراه یا از طریق برنامههای اسکایپ، تلگرام یا واتسآپ برای یکدیگر ارسال میکنیم. البته ایمیل هم هنوز جایگاه خود را دارد و حتی بعضیها از آن برای نوشتن نامه، همان هنر فراموششده، استفاده میکنند. همه اینها مثالهایی است از فضاهایی که میتوان در آنها نوشت.
اما فواید نوشتن چیست و چطور میتوانیم از آن استفاده کنیم؟ لیست زیر شامل هفت دلیل است که چرا نوشتن زندگی شما را بهبود میبخشد و از شما فردی شادابتر و کاملتر میسازد:
راههای بسیاری برای بهرهمندی از نوشتن به طور منظم وجود دارد؛ حتی اگر شما نویسنده حرفهای نیستید. تمام این توصیهها به شما کمک میکند تا شخصی خوشحال، موفق و سخنور باشید. مهارتهای اصلی نوشتن به شما کمک میکند تا تبدیل به شخص کاملتری شوید، زندگی اجتماعیتان را بهبود ببخشید و در کار خود حرفهایتر عمل کنید.
پس همین امروز نوشتن را شروع کنید و از فوایدش بهره مند شوید.
ترجمه: نرگس جماللو ماهنامه موفقیت
تصویری که کودک از جهان، خودش و دیگران میسازد، مستقیماً از کیفیت تجارب هیجانی و رابطهای او با مراقبان اصلی سرچشمه میگیرد.
سیدابراهیم مرتضوی، پژوهشگر دینی در یادداشتی که در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است، نوشت: رابطه روانشناسی و باورهای دینی نه کاملاً تعارضآمیز است و نه یکسان. این دو حوزه از زاویههایی متفاوت با انسان، رنج، معنا، اخلاق و رفتار او سروکار دارند. روانشناسی عمدتاً با روش تجربی به بررسی ذهن و رفتار میپردازد، در حالیکه دین افزون بر تجربه انسانی، درباره معنا، ارزش، غایت زندگی و امر متعالی نیز سخن میگوید.
اختلاف میان روانشناسان و روانپزشکان در برخی کشورهای جهان، موضوعی قدیمی در حوزه سلامت روان است؛ با این حال، تعبیر «اختلاف» نباید به معنای تقابل دائمی این دو حرفه تلقی شود. روانشناسی و روانپزشکی دو رشته تخصصی متفاوت هستند که از مسیرهای آموزشی، نظری و حرفهای متمایزی شکل گرفتهاند و در بسیاری از نظامهای سلامت، همکاری آنها بخش مهمی از مراقبت از بیماران را تشکیل میدهد.پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهند که مشکلات اصلی در رابطه میان این دو گروه بیشتر به تفاوت در نقشها، مرزهای حرفهای، مدل درمانی، مسئولیت بالینی، قدرت تصمیمگیری و ساختار اقتصادی نظام سلامت مربوط میشود.
یک مطالعه جدید میگوید، نسخههایی که بر تعامل اجتماعی و معاشرت تاکید دارند، میتوانند به مغز سالمندان کمک کنند تا با ظرافت بیشتری پیر شوند.
Δ