کارشناس ارشد روانشناسی بالینی گفت: در دنیای امروز که صفحات نمایش، محصور زندگی کودکان شدهاند، مصرفگرایی با سرعتی غیرقابل رویت در حال ریشه دواندن است.
وی با بیان اینکه ذهن کودک که در حال شکلگیری است، بهراحتی از محیط، رسانهها و تبلیغات تأثیر میپذیرد، بیان کرد: تبلیغات هدفمند با استفاده از دادههای رفتاری و سنی، بهویژه در فضای دیجیتال، محصولاتی را دقیقاً متناسب با علایق کودکان معرفی میکند.
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی تصریح کرد: نمونههایی از این تبلیغات در بازیهای رایگان موبایل، ویدیوهای یوتیوب و شبکههای اجتماعی دیده میشود که با رنگهای جذاب و پیامهای هیجانی، میل به خرید را تحریک میکنند.
وی با بیان اینکه از دید روانشناسی، این نوع تبلیغات موجب کاهش توانایی کودک در تمایز میان نیاز و خواسته میشود و احساس ناکافی بودن را در صورت نداشتن محصول برمیانگیزد، اظهار داشت: همچنین، مقایسه اجتماعی و رقابت با دیگران تقویت شده و وابستگی عاطفی به برندها شکل میگیرد؛ بهگونهای که کودک هویت خود را در برند یا کالایی خاص جستجو میکند.
شیری خاطرنشان کرد: از منظر جامعهشناسی، این روند الگوهای مصرف خانواده را نیز تغییر میدهد و فشار اقتصادی و روانی بر والدین وارد میسازد. وی با تاکید بر اینکه بدین ترتیب، ارزشهای مادی از سنین پایین درونی میشوند، تصریح کرد: برای مقابله با این پیامدها، ضروری است والدین با تقویت سواد رسانهای در فرزندان، محدودسازی استفاده از رسانهها و گفتگو درباره مفاهیمی چون قناعت و اصالت، زمینه درک آگاهانهتری از مصرف را ایجاد کنند.
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی خاطرنشان کرد: بهطور کلی رفتار والدین، الگوی اصلی در شکلگیری نگرش کودک به مصرف است.
شاید در ابتدا اینطور به نظر برسد که نویسندگان، مدیران، تاجران، روزنامهنگاران و سخنرانان بیشترین بهره را از نوشتن میبرند، اما این باور دیگر درست به نظر نمیرسد. هر یک از ما میتوانیم با تقویت مهارت نوشتاریمان از آن بهرهمند شویم، حتی اگر آن تمرین نوشتن خاطرات روزانه باشد.
تصویری که کودک از جهان، خودش و دیگران میسازد، مستقیماً از کیفیت تجارب هیجانی و رابطهای او با مراقبان اصلی سرچشمه میگیرد.
سیدابراهیم مرتضوی، پژوهشگر دینی در یادداشتی که در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است، نوشت: رابطه روانشناسی و باورهای دینی نه کاملاً تعارضآمیز است و نه یکسان. این دو حوزه از زاویههایی متفاوت با انسان، رنج، معنا، اخلاق و رفتار او سروکار دارند. روانشناسی عمدتاً با روش تجربی به بررسی ذهن و رفتار میپردازد، در حالیکه دین افزون بر تجربه انسانی، درباره معنا، ارزش، غایت زندگی و امر متعالی نیز سخن میگوید.
اختلاف میان روانشناسان و روانپزشکان در برخی کشورهای جهان، موضوعی قدیمی در حوزه سلامت روان است؛ با این حال، تعبیر «اختلاف» نباید به معنای تقابل دائمی این دو حرفه تلقی شود. روانشناسی و روانپزشکی دو رشته تخصصی متفاوت هستند که از مسیرهای آموزشی، نظری و حرفهای متمایزی شکل گرفتهاند و در بسیاری از نظامهای سلامت، همکاری آنها بخش مهمی از مراقبت از بیماران را تشکیل میدهد.پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهند که مشکلات اصلی در رابطه میان این دو گروه بیشتر به تفاوت در نقشها، مرزهای حرفهای، مدل درمانی، مسئولیت بالینی، قدرت تصمیمگیری و ساختار اقتصادی نظام سلامت مربوط میشود.
Δ