متخصصان در مطالعهای تازه اعلام کردند که آه کشیدن تنها واکنشی احساسی نیست، بلکه سازوکاری زیستی برای حفظ تعادل بدن هم به شمار میرود که میتواند به کاهش استرس، تنظیم تنفس و پایداری عملکرد ریهها کمک کند.
طبق این مطالعه که در مجله «پیشرفتهای علمی» (Science Advances) منتشر شد، بیشتر افراد پس از آه کشیدن در قفسه سینه خود احساس سبکی و آرامش میکنند که این احساس صرفا ذهنی یا روانی نیست و بدن بهصورت فیزیکی هم به آن واکنش مثبت نشان میدهد.
متخصصان دریافتهاند که نفسهای عمیق بهویژه بازدمهای طولانی نسبت به تنفسهای سطحی و کوتاه تنش سطحی در ریهها را بهمیزان قابلتوجهی کاهش میدهند. در واقع هنگام آه کشیدن که ریهها منبسط و منقبض میشوند، مایعی که سطح داخلی آنها را پوشانده است در وضعیت بهینه قرار میگیرد. کارکرد این مایع این است که بافتهای ریه را مرطوب نگه دارد تا هنگام تنفس بههم ساییده نشوند.
به گفته متخصصان، تنفسهای کوتاه و سطحی مداوم در درازمدت به دلیل کاهش دادن خاصیت کشسانی ریهها میتوانند در سنین بالا تنفس را دشوارتر کنند. بنابراین، تمرینهایی مانند «تنفس چرخهای» (cyclic sighing) یا بازدمهای طولانی منظم به عملکرد بهتر ریهها کمک میکنند.
این تمرین تنفسی اگر روزی فقط پنج دقیقه هم انجام شود در کاهش استرس، افزایش تمرکز و بهبود خلقوخو بسیار موثر است.
بیشتر مردم فکر میکنند آه کشیدن فقط نشانه خستگی یا عصبانیت است، اما از دیدگاه علمی بازدمهای عمیق برای عملکرد صحیح دستگاه تنفسی هم ضروری هستند زیرا کیسههای هوایی کوچک ریه (آلوئولها) گاهی منقبض و بسته میشوند و آه کشیدن کمک میکند که ریهها دوباره منبسط شوند و این کیسهها به حالت طبیعی بازگردند.
البته پژوهشی در سال ۲۰۲۲ نشان داد که آه کشیدن میتواند با هیجانهای منفی مانند ترس، اضطراب، غم یا درد نیز مرتبط باشد و اگرچه نفسهای عمیق و بازدمهای طولانی میتوانند به آرامش کمک کنند، آه کشیدن مکرر ممکن است نشانهای از اضطراب یا استرس مزمن باشد.
در مجموع، یادگیری کنترل آگاهانه تنفس بهویژه با تمرکز بر دم و بازدم عمیق میتواند هم برای سلامتی ریهها مفید باشد و هم برای کنترل بهتر استرسهای روزمره.
تصویری که کودک از جهان، خودش و دیگران میسازد، مستقیماً از کیفیت تجارب هیجانی و رابطهای او با مراقبان اصلی سرچشمه میگیرد.
سیدابراهیم مرتضوی، پژوهشگر دینی در یادداشتی که در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است، نوشت: رابطه روانشناسی و باورهای دینی نه کاملاً تعارضآمیز است و نه یکسان. این دو حوزه از زاویههایی متفاوت با انسان، رنج، معنا، اخلاق و رفتار او سروکار دارند. روانشناسی عمدتاً با روش تجربی به بررسی ذهن و رفتار میپردازد، در حالیکه دین افزون بر تجربه انسانی، درباره معنا، ارزش، غایت زندگی و امر متعالی نیز سخن میگوید.
اختلاف میان روانشناسان و روانپزشکان در برخی کشورهای جهان، موضوعی قدیمی در حوزه سلامت روان است؛ با این حال، تعبیر «اختلاف» نباید به معنای تقابل دائمی این دو حرفه تلقی شود. روانشناسی و روانپزشکی دو رشته تخصصی متفاوت هستند که از مسیرهای آموزشی، نظری و حرفهای متمایزی شکل گرفتهاند و در بسیاری از نظامهای سلامت، همکاری آنها بخش مهمی از مراقبت از بیماران را تشکیل میدهد.پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهند که مشکلات اصلی در رابطه میان این دو گروه بیشتر به تفاوت در نقشها، مرزهای حرفهای، مدل درمانی، مسئولیت بالینی، قدرت تصمیمگیری و ساختار اقتصادی نظام سلامت مربوط میشود.
یک مطالعه جدید میگوید، نسخههایی که بر تعامل اجتماعی و معاشرت تاکید دارند، میتوانند به مغز سالمندان کمک کنند تا با ظرافت بیشتری پیر شوند.
Δ