امروز شنبه ۲۵ بهمن، وقت رسیدگی به پرونده پژمان جمشیدی است و دادگاه به موضوع رسیدگی خواهد کرد. جزئیات رأی و روند دادگاه متعاقباً اعلام خواهد شد.
سینمای ایران در سالهای اخیر، با نوعی اُفت وخیز کیفی و محتوایی روبهرو بوده است. از سویی، انباشتی از کمدیهای موقعیتساز مبتذل و از سوی دیگر، تکرار مکرر درامهای خانوادگی تلخ و سیاه، مخاطب جدی سینما را خسته و نسبت به هر اثر تازهای با احتیاط کرده است.
تصویری از حضور الناز شاکردوست و ماهایا پطروسیان در سال ۱۳۹۵ در پشت صحنه فیلم «خفهگی». این مطلب صرفا جهت سرگرمیست و ارزش خبری ندارد.
اسفندیار شهیدی فیلمبردار پیشکسوت سینما ساعاتی پیش، غروب جمعه ۲۴ بهمنماه ۱۴۰۴، در ۸۰ سالگی در بیمارستان درگذشت.
وحید رونقی، مجری نشستهای خبری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، در مصاحبه با خبرآنلاین، با اشاره به روند برگزاری نشستها، از نبود برخی بازیگران در سالنها، چالشهای پرسش و پاسخ و حساسیت حفظ شأن هنرمندان سخن گفت و تأکید کرد که «دیده شدن به هر قیمتی» نباید جای گفتوگوی حرفهای را بگیرد.
چند وقت پیش کلیپی دیدم که در آن یک استاد دانشگاه، برگهای سبزرنگ را به شاگردانش نشان داد و گفت: «از این لحظه به بعد، هرکس وارد کلاس شد، همه بگویید این برگه قرمز است.» دانشجویان قدیمی این دستور را اجرا کردند. دانشجویان جدید که وارد میشدند، برگه سبز را به وضوح میدیدند، اما وقتی همه جمع فریاد میزدند «قرمز!»، چنان در باور خود دچار تردید میشدند که نهایتاً به نفع جمع، رنگ سبز را انکار میکردند. این آزمایش ساده، نمادی است از یکی از خطرناکترین پدیدههای اجتماعی: فشار هنجار جمعی بر ادراک فردی. جایی که حقیقت آشکار، در برابر اجماع اکثریت رنگ میبازد و فرد برای حفظ پذیرش اجتماعی، واقعیتِ جلوی چشمش را کتمان میکند.
فیلم «قایقسواری در تهران» ساخته رسول صدرعاملی با فیلمنامه پیمان قاسمخانی و بازی پیمان قاسمخانی، امین حیایی، سحر دولتشاهی و زهرا داودنژاد، در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت؛ فیلمی که بدون ادا و اطوار روشنفکرانه و شوخیهای سخیف، تلاش میکند مخاطب را به یک عاشقانه ساده، قابل لمس و انسانی دعوت کند.
فیلم سینمایی «زندگی کوچک کوچک» ساخته امیرحسین ثقفی برگرفته از داستان کوتاه «بازی تمام شد» از کتاب «آشفتهحالان بیداربخت» غلامحسین ساعدی است.
روحانگیز شمس (منشی صحنه سینما) بر اثر سرطان درگذشت.
صدرعاملی با الهام گرفتن از شعر «قایقسواری در تهران» تلاش کرده تا به تهران فیلمش هویت بدهد و همچون شعر سپانلو، گذری در شهر تهران داشته باشد.
تهیهکنندهها میترسند غیر از این نقشهای امتحانشده نقش دیگری به من محول کنند… اگر نقش غیرمتعارفی باشد تهیهکنندهها اهل ریسک نیستند و از ارائه نقشهای جدید به من واهمه دارند زیرا خیال میکنند جلب توجه نخواهد کرد.