جمله ریاضیوار بهرام بیضایی در «شب هزار و یکم»—«چو باهم جمع شویم آنها تفریق میشوند و چو درهم ضرب شویم آنها تقسیم میشوند»—کلیدی برای گشودن جهان فکری اوست. این مقاله با محوریت این جمله و با بررسی چهار اثر محوری بیضایی—«دیباچه نوین شاهنامه»، «اشغال»، «روز واقعه» و «مجلس ضربت خوردن» —نشان میدهد که پروژه فرهنگی بیضایی در امتداد منطق فردوسی، اما با ابزار نمایش معاصر، شکل میگیرد.
استدلال میشود که بیضایی با تکیه بر اسطورهای مانند سیاوش، آیین کهن سووشون، واقعه کربلا، و کهنالگوی نمایش ایرانی (تعزیه)، در پی بازسازی حافظه روایی ایران به مثابه سنگری در برابر اشکال مختلف «اشغال»—چه نظامی و چه فرهنگی—است. این پژوهش الگویی از «مقاومت روایتمحور» را ترسیم میکند که در آن، پاسداری از زبان و بازخوانی خلاقانه گذشته، هسته اصلی دفاع از هویت را تشکیل میدهد.
مقدمه: زبان ریاضی، درد مشترک و سنگر روایت
در روزگاری که تهدیدهای هویتی—از تهاجم نظامی تا اشغال فرهنگی—جدی است، بازخوانی سازوکارهای مقاومت جمعی ضرورتی تحلیلی دارد. بهرام بیضایی، هنرمندی که همواره با تاریخ و اسطوره در گفتوگویی پویا بوده، در جمله معروف خود از زبانی دقیق و مطلق—زبان ریاضیات—برای بیان مفهومی جمعی و عاطفی بهره میبرد. این تقابل هوشمندانه گویای نگرش اوست: مواجهه با مسائل پیچیده هویتی نیازمند «دقتی اسطورهای» و «روشمندی ریاضیوار» است. «جمع شدن» و «درهم ضرب شدن» دو سطح از مقاومت را ترسیم میکنند: اتحادی کمّی و دفاعی، و پیوندی کیفی و ساختاری که دشمن را از درون متلاشی میسازد. این مقاله نشان میدهد که بیضایی چگونه این فرمول انتزاعی را، از طریق پیوند با اسطورهای چون سیاوش، روایت کربلا و آیینهای جمعی، به الگویی کاربردی برای درک و مقابله با بحرانهای هویتی—در آثاری چون «اشغال»، «دیباچه نوین شاهنامه»، «روز واقعه» و «مجلس ضربت خوردن» —تبدیل میکند.
۱. پیوند اسطوره و آیین: سیاوش و مکانیسم «ضرب درهم»… (بدون تغییر، مگر در صورت نیاز) …
۲. سرچشمهها و زخمها: دو روی یک سکه در «دیباچه نوین شاهنامه» و «اشغال»
دغدغه بیضایی درباره هویت و زبان، در دو اثر به ظاهر متفاوت، ولی در عمق مکمل، به اوج میرسد.
«دیباچه نوین شاهنامه»: بازخوانی پروژه فردوسی و موضعگیری فرهنگی
این اثر صرفاً ادای احترام به فردوسی نیست، بلکه تأملی است بر خود مفهوم «آغاز» یک روایت ملی . بیضایی در اینجا، مأموریت فردوسی—نجات زبان فارسی و سامان دادن به تاریخ پراکنده ایران—را به عنوان یک «پروژه فرهنگی» بازخوانی میکند و آن را به زمانه ما تعمیم میدهد. او شاهنامه را «باروی زبان فارسی»میخواند؛ سنگری که نابودیاش برابر است با قرار دادن هویت در معرض «اشغال». بنابراین، نگارش این دیباچه خود یک عمل «مقاومت زبانی» است؛ تلاشی برای «جمع کردن» و «درهم ضرب کردن» جامعه حول میراث زبانی مشترکش.
۳. کربلا به مثابه «ضرب درهم» نهایی: «روز واقعه» و «مجلس ضربت خوردن» اگر سیاوش کهنالگوی ایرانی این همبستگی آیینی است، بیضایی در دو اثر دیگر—فیلمنامه «روز واقعه» و نمایشنامه «مجلس ضربت خوردن» —همان مکانیسم را در بستر تاریخ اسلام و فرهنگ شیعی بازتولید میکند. برای بیضایی، واقعه کربلا نه صرفاً یک حادثه تاریخی و نه حتی یک تراژدی صرف، بلکه عالیترین نمونه «ضرب درهم» شدن یک جامعه حول یک روایت مشترک از مظلومیت و مقاومت است.
«روز واقعه»: این فیلمنامه داستان یک مسیحی را روایت میکند که در جستجوی حقیقت، خود را به کربلا میرساند و در نهایت در زمره یاران حسین بن علی (ع) قرار میگیرد. این اثر به زیبایی نشان میدهد که چگونه یک روایت—اینجا روایت عاشورا—میتواند افراد را از هر نژاد و دینی چنان «درهم ضرب» کند که هویتهای پیشین خود را در هویتی تازه و متعالی ادغام کنند. این همان «ضرب درهم»ی است که دشمن را «تقسیم» میکند: یزید و لشکرش با وجود قدرت ظاهری، از درون تهی و پراکندهاند، در حالی که آن گروه اندک، به واسطه پیوندی که با روایت یافتهاند، به کلی تبدیل شدهاند که شکستناپذیر است.
«مجلس ضربت خوردن»: این نمایشنامه به شب بیست و یکم رمضان و لحظات پس از ضربت خوردن امام علی (ع) میپردازد. بیضایی این واقعه را به مثابه «زخمی جمعی» به تصویر میکشد که امت اسلامی را—دقیقاً مانند زخم سیاوش برای ایرانیان—در هم میتند. اما این اثر فراتر از سوگواری، سازوکار شکلگیری یک آیین را به صحنه میکشد. نشان میدهد که چگونه یک جامعه از دل یک فاجعه، یک «روایت مشترک» میسازد و با بازتولید آن در قالب آیینهای تعزیه و شبنشینیهای مذهبی، «برای همیشه خود را در برابر «تقسیم» و «تفریق» مصون میدارد.» این دقیقاً همان مکانیسمی است که بیضایی از آن به عنوان «زنده نگه داشتن حافظه جمعی» یاد میکند.
در این دو اثر، بیضایی نشان میدهد که فرمول «ضرب درهم» تا چه حد برای درک پویایی فرهنگ شیعی و نقش تعزیه در بقای آن حیاتی است. او اثبات میکند که این فرمول نه تنها در شاهنامه، که در ژرفترین لایههای هویت ایرانی-اسلامی نیز جاری است.
۴. ریشه در تعزیه: کهنالگوی نمایش مقاومت و شگردهای نمایشی
نتیجهگیری: پاسداری با بازخوانی، مقاومت با روایتبررسی همزمان فرمول «جمع و ضرب»، اسطوره سیاوش، آیین سووشون، واقعه کربلا و چهار اثر محوری—«دیباچه نوین شاهنامه»، «اشغال»، «روز واقعه» و «مجلس ضربت خوردن» —تصویر یکپارچهای از جهانبینی هنری بهرام بیضایی ارائه میدهد.
59244
مطابق با آمار ثبتشده در سامانه سمفا هفته گذشته سینماهای سراسر کشور در حالی میزبان بیش از ۲۷۰ هزار شدند و گیشه این سالنها نیز مبلغ ۳۵ میلیارد و ۷۵۲ میلیون تومان را ثبت کرد.
با جدایی پدل از فدراسیون اسکواش و الحاق به تنیس، مسیر این رشته کاملا تغییر یافت.
سیدضیا هاشمی، تهیهکننده سینما با اشاره به شکلگیری نوعی انحصار سازمانیافته و مهندسی بازار در سینما بیان کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری، سینمای ایران نیازمند شفافیت، رقابت سالم، عدالت صنفی و جلوگیری از تبدیل شدن نهادهای فرهنگی و صنفی به حیاط خلوت جریانهای انحصارطلب است.
سازمان سینمایی همزمان با سالروز حماسه آزاد سازی خرمشهر ضمن نمایش ۵ فیلم مستند، نشست با موضوع «روایت جنگ در دل جنگ» را برگزار می کند.
Δ