«اعتراف میکنم» از آن سریالهایی است که در همان مواجهه نخست، تکلیفش را با مخاطب روشن میکند سریالی که بیش از هیجانِ ظاهری، روی جزئیاتِ میزانسن، ریتم، سکوت، نگاه و کیفیت حضور بازیگران سرمایهگذاری کرده است.
قسمت چهارم را میتوان یکی از نقاط درخشان این مسیر دانست؛ بهویژه به واسطه بازی حامد بهداد که با تسلط بر بدن، لحن، مکث و تغییرات ظریف حالات چهره، لحظاتی بهشدت تأثیرگذار خلق میکند.
کارگردانی هر قسمت از این اثر نیز از مهمترین نقاط قوت آن است. دکوپاژها عموماً بر اساس نیاز درام چیده شدهاند و دوربین، برخلاف بسیاری از آثار تصویری امروز، برای خودنمایی حرکت نمیکند. قابها کارکرد دارند؛ گاهی فاصله شخصیتها را برجسته میکنند، گاهی تنهایی و استیصال آنان را و گاهی با محدود کردن فضا، حس فشار و اضطراب را به تماشاگر منتقل میسازند. این نگاه در طراحی میزانسن و انتخاب زوایای دوربین نیز دیده میشود؛ جایی که فرم، مزاحم محتوا نیست و در خدمت انتقال حس و معنا قرار میگیرد.
تدوین سریال نیز ریتمی حسابشده دارد. اجازه میدهد موقعیت، نگاه و واکنش شخصیتها شکل بگیرند. این انتخاب ممکن است برای بخشی از مخاطبان، بهویژه آنان که به روایتهای پرحادثه و ضرباهنگ تند عادت کردهاند، کند یا کمافتوخیز به نظر برسد؛ اما از منظر ساختار اجرایی، این مکثها بخشی از هویت سریالاند.سریال اساساً بهدنبال رقابت در زمینِ قصهگوییِ پرفرازونشیب نیست. نقطه اتکای آن، روایت مینیمال، حذف زوائد و چیدمان دقیق اجزاست. در این اثر، از دیالوگ و بازی گرفته تا نور، قاب، موسیقی و تدوین، کمتر عنصری را میتوان یافت که صرفاً برای پر کردن زمان یا ایجاد هیجان لحظهای به کار رفته باشد.
این سریال از نمونهای خارجی الهام گرفته یا نسبتهایی با اثری موفق در بیرون از ایران دارد، اما نکته مثبت این است که این مسئله پنهان یا انکار نشده است. اقتباس، بهخودیخود ضعف نیست؛ ضعف زمانی آغاز میشود که اثر نتواند الگوی وامگرفته را با زبان، فرهنگ، بازیگران و جهان روایی خود هماهنگ کند. آنچه در «اعتراف میکنم» اهمیت دارد، تلاش برای ارائه نسخهای بومی و اجرایی از یک الگوی آشناست؛ تلاشی که دستکم در بخشهای فنی و بازیگری، قابل دفاع و قابل توجه از کار درآمده است.
سریالی کمادعا که تلاش میکند درست ساخته شود؛ و در روزگاری که بسیاری از آثار برای دیدهشدن فریاد میزنند، این آرامشِ مسلط و حسابشده، خود یک امتیاز است.
چیدمان شخصیتها نیز هوشمندانه است؛ گویی هر شخصیت، قطعهای از یک پازل روانشناختی بزرگتر است که با دیگری معنای کاملتری پیدا میکند. این نگاه باعث شده بازیگران بتوانند بهجای ارائه تیپهای آشنا و تکبعدی، وجوه پنهان، تناقضها و لایههای انسانی نقشها را آشکار کنند.
5959
رئیس رسانه ملی با اشاره به اهمیت موقعیت های بحرانی برای مستندسازان بیان کرد که بهشت مستندساز در بحران شکل می گیرد.
هوشنگ پوربابایی؛ وکیل عدلیه و رئیس سابق دانشگاه کانون وکلای دادگستری مرکز معتقد است ماده ۲۷ طرح موسوم به «مقابله با نفوذ» اگر با همین صورتبندی به قانون تبدیل شود، پنج تضمین را همزمان کنار میگذارد: تضمین قانون اساسی مبنی بر تعریف روشن جرم پیش از وقوع آن؛ تضمین ساختاری مبنی بر رابطه روشن میان احکام مختلف یک متن واحد؛ تضمین حقوق مطبوعات مبنی بر رسیدگی علنی با هیئت منصفه برای محتوای فرهنگی و رسانهای؛ تضمین آیین دادرسی کیفری مبنی بر استقلال دادستان در برابر ضابط و تضمین فقهی مبنی بر نفی مجازات در فرض ابهام تکلیف.
انیمیشن سینمایی «بچهزرنگ» به تهیهکنندگی حامد جعفری که سال ۱۴۰۲ در سینماها اکران شد، حالا برای اولین بار قرار است در تلویزیون پخش شود.
چهار مربی و برگزیدگان مسابقه فیلمنامهنویسی «مدرسهای که میرفتم» با حضور خانواده برخی از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب معرفی شدند.
Δ