نمیتوان برای تجربههای عرفانی ارزش معرفتشناختی قائل شد؛ همانگونه که برای توهم ناشی از مصرف داروهای روان گردان و تجربه ناشی از آن ارزش معرفتشناختی در نظر گرفته نمیشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، دوازدهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع «تجربههای عرفانی در مواجهه با چالشهای نوین علوم شناختی» با ارائه حجج اسلام دکتر آذریان و دکتر افشارپور، اعضای هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه، و دبیری علمی دکتر حسن رضایی، پژوهشگر مؤسسه شناخت، برگزار شد.
در این نشست که در مجتمع حکمت و ادیان جامعةالمصطفی العالمیه برگزار شد، نسبت تجربههای دینی و بهطور خاص تجربههای عرفانی با یافتهها و چالشهای مطرحشده در علوم شناختی و علوم عصبشناختی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
حسن رضایی، دبیر علمی نشست، در آغاز با اشاره به شکلگیری علوم شناختی از اواسط قرن بیستم، اظهار کرد: این حوزه در واکنش به محدودیتهای رویکرد رفتارگرایانه در توصیف فعالیتهای ذهنی شکل گرفت و در ادامه، تجربههای دینی و عرفانی نیز به یکی از موضوعات مورد توجه علوم شناختی تبدیل شد.
وی افزود: حدود سه دهه پس از شکلگیری علوم شناختی دین، رویکردهای مختلفی درباره ماهیت تجربههای دینی و عرفانی شکل گرفت که میتوان آنها را در دو دسته کلی قرار داد؛ دستهای این تجربهها را نوعی اختلال یا کارکرد نادرست مغز میدانند و دستهای دیگر، تجربه دینی و عرفانی را برونداد طبیعی سیستم عصبی و مغز تلقی میکنند.
رضایی ادامه داد: یکی از چالشهای مهم در این زمینه، تجربههای کاذبی است که از طریق برخی داروهای روانگردان در ذهن انسان ایجاد میشود و مسئله اصلی این است که آیا میتوان ملاک و وجه تمایزی برای تجربههای اصیل عرفانی و این تجربهها ارائه کرد.
وی «کلاهخود خدا» (1) را از دیگر مباحث مطرح در این زمینه دانست و گفت: در یکی از رویکردهای مخالف دینی، تجربه دینی و عرفانی به کارکرد نادرست بخشهایی از مغز، از جمله ناحیه گیجگاهی، نسبت داده میشود و بر همین اساس، تلاشهایی برای ایجاد حالت مشابه تجربه دینی از طریق ابزارها و آزمایشهای عصبشناختی صورت گرفته است.
علوم شناختی و چالش سنتهای عرفانی
حجتالاسلام افشارپور در ادامه نشست با اشاره به عنوان و هدف پیشهمایش، گفت: یکی از مباحث مهمی که از قرن بیستم آغاز شده و در قرن بیستویکم پررنگتر شده، چالشها و ابهاماتی است که تمدن جدید و علوم تجربی در برابر سنتهای عرفانی قرار دادهاند.
وی افزود: هنگامی که عرفان و تجربههای عرفانی میخواهد در بستر اجتماع قرار گیرد و به دنبال ایجاد معنویت فراگیر در جامعه باشد، از سوی دیگر تفکر و نظام غربی نیز اندیشههای خود را وارد جامعه میکند و در اینجا جایگاه چنین پیشنشستی مشخص میشود؛ یعنی بررسی چالشهایی که در اثر مواجهه سنت عرفانی اسلامی با یکی از علوم جدید و نوپای غربی، یعنی علوم شناختی، در برابر امتداد اجتماعی عرفان قرار میگیرد.
افشارپور با اشاره به جایگاه علوم عصبشناختی در علوم شناختی اظهار کرد: یکی از محورهای مهم این حوزه، اکتشافات مربوط به سلولهای عصبی و مغز و فناوریهایی مانند اسکنهای پیشرفته مغزی، MRI و fMRI است که امکان رصد فعالیت سلولهای عصبی و نحوه انتقال اطلاعات را فراهم کردهاند.
وی با توضیح درباره پایانههای سیناپسی گفت: در محل اتصال دو سلول عصبی، فرایندهای شیمیایی و انتقال برخی عناصر از یک سلول به سلول دیگر صورت میگیرد و این فرایند میتواند تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار گیرد و در انتقال، زمانبندی، تأخیر یا تعجیل پیامهای عصبی مداخله شود.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی، داروهای روانگردان و بهطور خاص داروهای توهمزا را از عواملی دانست که میتوانند بر این فرایندها اثر بگذارند و ادامه داد: برخی از این داروها بر ادراکات، هیجانات، احساسات و عواطف فرد تأثیر میگذارند و تغییر میزان برخی ناقلهای عصبی مانند دوپامین و سروتونین نیز میتواند بر فعالیت سلولهای عصبی اثرگذار باشد.
وی گفت: بر اساس ادعایی که برخی از عصبشناسان مطرح کردهاند، تغییرات ایجادشده میتواند آگاهیها و معرفتهایی را که فرد به دست میآورد تحت تأثیر قرار دهد؛ برای مثال، افزایش دوپامین در ناحیهای خاص از مغز میتواند با احساس رضایتمندی و شوق و شعف همراه شود.
افشارپور با اشاره به آزمایشهایی درباره تأثیر داروهای توهمزا بر تجربههای دینی اظهار کرد: در آزمایشی که در سال ۱۹۶۶ انجام و نتایج آن در سال ۲۰۰۳ در مقالهای منتشر شده، روی گروهی ۲۰۶ نفره با استفاده از برخی داروهای توهمزا آزمایشهایی صورت گرفته است.
وی افزود: در این آزمایش، ۵۸ درصد افراد گفتهاند که اشخاص مقدس، از جمله بودا، را مشاهده کردهاند؛ ۴۹ درصد نیز از احساس حضور دیوها و شیاطین سخن گفتهاند، هفت درصد مدعی ارتباط با فرشتگان شدهاند و ۶۰ درصد نیز مشاهده چیزهایی شبیه ستونهای نور را گزارش کردهاند.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی ادامه داد: برخی بر اساس چنین نتایجی ادعا کردهاند که استفاده از داروهای روانگردان میتواند حال و هوایی مشابه آنچه عارفان و اهل سیر و سلوک در تجربههای خود گزارش میکنند، در فرد ایجاد کند و بنابراین نمیتوان برای تجربههای عرفانی ارزش معرفتشناختی قائل شد؛ همانگونه که برای توهم ناشی از مصرف این داروها ارزش معرفتشناختی در نظر گرفته نمیشود.
وی این مسئله را یکی از مهمترین چالشهای پیش روی تجربههای عرفانی دانست و با اشاره به گسترش داروهای توهمزا در جامعه اسلامی، بر اهمیت پاسخ به این ادعا تأکید کرد.
نقد تقلیلگرایی عصبشناختی
در ادامه حجتالاسلام آذریان با اشاره به رویکردهای تقلیلگرایانه در علوم عصبشناختی گفت: یافتههای علوم اعصاب و علوم شناختی این ادعا را مطرح کردهاند که تجربههای اصیل عرفانی، مانند کشف و شهود، فنا و ارتباط با عوالم باطنی، معلول تحریک برخی گیرندههای عصبی، از جمله گیرندههای سروتونینی، در قشر مغز یا فعالیت شبکه پیشفرض مغز هستند.
وی توضیح داد: شبکه پیشفرض مغز در زمانهایی که فرد فعالیت خاصی انجام نمیدهد، درگیر فرایندهایی مانند فکر کردن درباره گذشته یا آینده میشود و برخی داروهای روانگردان با سست کردن فعالیتهای پیشفرض، تجربههایی ایجاد میکنند. بر همین اساس، برخی نتیجه گرفتهاند که کشف و شهود عرفانی ناشی از سست شدن سازوکار پالایش عصبی و نوعی نوسانات زیستشیمیایی است و نباید آن را به ارتباط با عالم مجرد و ماورای طبیعی نسبت داد.
آذریان در پاسخ به این رویکرد، چند سطح از نقد را مطرح کرد و گفت: بخشی از این پاسخها، نقدهایی است که خود دانشمندان علوم عصبشناختی در غرب مطرح کردهاند و صرفاً پاسخ شخصی نیست.
وی نخستین سطح نقد را «نقد روششناختی» دانست و اظهار کرد: در اینجا مغالطه استنتاج معکوس رخ داده است؛ به این معنا که در تصویربرداریهای کارکردی مغناطیسی، کاهش همبستگی در شبکه پیشفرض مغز مشاهده شده و از آن نتیجه گرفتهاند که شهود عرفانی همان سست شدن فعالیت این شبکه است، در حالی که وجود ارتباط زمانی و مکانی میان یک تجربه عرفانی و یک فرایند عصبی، بهتنهایی نمیتواند اینهمانی یا علیت انحصاری را اثبات کند.
وی افزود: آنچه میتوان اثبات کرد، وجود یک همبسته عصبی برای آگاهی است، نه اینکه خود شهود عرفانی با آن فرایند عصبی یکسان باشد.
دکتر آذریان در سطح دوم نقد، به سنجههای مورد استفاده در آزمایشهای مربوط به تجربه عرفانی اشاره کرد و گفت: یکی از سنجههای معروف برای سنجش تجربههای عرفانی، سنجهای است که توسط گریفیت و همکارانش استفاده شده و مبنای آن به نظریه «هسته مشترک عرفانی» در آرای ویلیام جیمز سیدیس بازمیگردد.
وی ادامه داد: این نظریه بر این مبناست که تجربههای اصیل عرفانی در ادیان مختلف، با وجود تفاوتهای فراوان، دارای یک هسته مرکزی و ساختار مشترک هستند که محور آن تجربه وحدت است. پرسش این است که وقتی سنجهای بر اساس این الگوی فلسفی طراحی شده، آیا میتوان صرفاً بخش تجربی آن الگو را جدا کرد و سپس همان را بهعنوان سنجهای معتبر برای آزمایشهای علوم شناختی به کار برد.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی افزود: این مسئله در مقالات علمی غربی نیز مورد نقد قرار گرفته و برخی از پژوهشگران درون همین حوزه، مبانی چنین سنجههایی را مورد بررسی و نقد قرار دادهاند.
حجتالاسلام آذریان در ادامه به سطح سوم نقد، یعنی اشکال فلسفی و معرفتشناختی، پرداخت و گفت: تقلیلگرایی زیستشیمیایی مبتنی بر این پیشفرض است که مغز تولیدکننده و پدیدآورنده آگاهی است؛ در حالی که این پیشفرض ابتدا نیازمند اثبات است و بدیهی دانستن آن و سپس استوار کردن آزمایشها و نتایج بر آن، قابل نقد است.
وی با اشاره به دیدگاههای مطرح در فلسفه ذهن در غرب اظهار کرد: در مقابل این دیدگاه، برخی فیلسوفان ذهن، از ویلیام جیمز تا برخی اندیشمندان معاصر، مغز را بهمثابه پالایشگر یا کاهنده آگاهی در نظر گرفتهاند.
این استاد حوزه تأکید کرد: در فلسفه اسلامی نیز مشکلی با این مطلب وجود ندارد که رشتههای عصبی و شبکههای مغزی کارکردهای خاص خود را داشته باشند، اما این شبکهها ابزار دانسته میشوند، نه علت آگاهی.
وی در ادامه با اشاره به مباحث علیت در فلسفه اسلامی گفت: در نگاه فلسفه اسلامی و حکمت صدرایی، نمیتوان رابطه میان موجودات مادی را بهسادگی رابطه علت و معلول دانست و برای مثال، اینکه آتش علت گرما یا کبریت علت آتش باشد، نیازمند تبیین است؛ بنابراین، پیشفرض عصبشناختی درباره مغز نیز نیازمند استدلال است.
تفاوت شهود عرفانی و توهم
آذریان سطح سوم نقد را از جهت معرفتشناختی نیز مورد توجه قرار داد و گفت: در برخی از این آزمایشها، تجربههای ناشی از مصرف داروهای روانگردان و شهودهای عرفانی در یک سطح قرار داده شده و هر دو نوعی توهم تلقی شدهاند؛ در حالی که پژوهشهای دیگری نیز وجود دارد که این ادعا را به چالش میکشد.
وی با اشاره به آزمایشهایی که در آنها به برخی افراد داروی روانگردان واقعی داده نشده است، اظهار کرد: در برخی آزمایشها، افرادی که داروی واقعی دریافت نکردهاند نیز تجربههایی مشابه گزارش کردهاند و این نشان میدهد که انتظار و پیشفرضهایی که برای فرد ایجاد میشود، میتواند در نتایج تجربه مؤثر باشد.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی افزود: بنابراین، صرف تغییرات زیستشیمیایی مغز به خودی خود دارای ارزش معرفتشناختی و کاشفیت نیست و نباید صرف اینکه فرد احساس پرشوری دارد یا تجربهای برای او ایجاد میشود، آن را با انکشاف واقعی و نفسالامری یکی دانست.
وی با اشاره به مباحث عرفان اسلامی گفت: در مکتب ابنعربی، عرفای شیعه و حکمت صدرایی، میان مراتب شهود و ادراک تفکیک قائل شدهاند. در این نگاه، تصرف در خیال متصل میتواند موجب توهم شود؛ برای نمونه، فرد میتواند درباره چیزی دچار توهم شود که پیشتر تجربه حسی آن را داشته است؛ از این رو، نابینا نمیتواند توهم رنگی داشته باشد و ناشنوا نیز توهم صوتی نخواهد داشت.
حجتالاسلام آذریان ادامه داد: دستگاه فلسفی و عرفانی ما حتی درباره این توهمات نیز تحلیل وجودی ارائه میدهد و شناخت مراتب نفس، از حس و خیال تا عقل، میتواند در شناخت این مسائل مؤثر باشد.
وی همچنین به معیارهای تشخیص شهود اشاره کرد و گفت: در عرفان اسلامی برای سنجش یک شهود، معیارهایی وجود دارد؛ از جمله اینکه آیا آنچه فرد شهود کرده عقلانی است یا خیر و آیا با آیات و روایات قطعی سازگار است یا خیر.
استاد حوزه تأکید کرد: با آزمایشهای صرفاً عصبشناختی نمیتوان میان فرد متوهم و عارف تفاوت گذاشت؛ زیرا این آزمایشها در نهایت تنها فرایندهای عصبی را نشان میدهند و معیار لازم برای تشخیص رسیدن به حقیقت یا وقوع توهم را در اختیار نمیگذارند.
وی در پایان این بخش گفت: بسیاری از دانشمندانی که در این حوزه فعالیت میکنند، این دیدگاهها را بهعنوان فرضیههای احتمالی مطرح میکنند و کمتر ادعای قطعی دارند؛ بنابراین، نمیتوان بر اساس این آزمایشها نتیجه گرفت که کشف و شهود عرفانی بهطور کلی باطل است، زیرا این روش توان رد کردن ادعای عرفا را ندارد.
چالش علم مجرد و نسبت آن با هوش مصنوعی
حسن رضایی در ادامه، ضمن جمعبندی مباحث مطرحشده از سوی دکتر آذریان، به نکتهای درباره دیدگاه فلسفه صدرایی پرداخت و گفت: در فلسفه صدرایی، علم مجرد دانسته میشود و این پرسش مطرح است که مغز مادی چگونه میتواند با علم مجرد ارتباط داشته باشد؛ این چالش با پیشرفت علوم کامپیوتری و مباحث هوش مصنوعی ابعاد تازهای پیدا کرده است.
وی افزود: برخی نظریهپردازان حوزه هوش مصنوعی مدعیاند که هوش مصنوعی میتواند به ادراک و آگاهی و حتی اختیار دست پیدا کند. این پرسش مطرح میشود که اگر هوش مصنوعی در سطح کوانتومی به چنین قابلیتهایی برسد، در حالی که نفس مجرد ندارد، نسبت این آگاهی و اختیار با مباحث فلسفی درباره نفس مجرد چگونه خواهد بود.
پژوهشگر مؤسسه شناخت همچنین به نکته دیگری در سخنان آذریان اشاره کرد و گفت: در ادبیات عرفانی، میان شهود صوری و شهود معنوی تفاوت وجود دارد و در شهود صوری نیز امکان خطا مطرح شده است؛ بهویژه اینکه شهود صوری نیازمند روایت و حکایت است و امکان خطا در آن وجود دارد.
تبیین ن سبت مغز، علم و هوش مصنوعی
حجتالاسلام آذریان در پاسخ به این نکات، با اشاره به دیدگاه علامه طباطبایی درباره تجرد علم اظهار کرد: اینکه مرز میان مادیات و مجردات در این بحث برداشته شود، به این معنا نیست که چیزی که در برابر انسان قرار گرفته، ماده نیست؛ بلکه مسئله، نحوه ارتباط انسان با آن است و استدلال علامه طباطبایی درباره تجرد علم باید مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: علم دارای مراتب است و اینکه گفته میشود هر چیزی علم دارد، به معنای یکسان بودن علم موجودات نیست؛ علم انسان با علم سایر موجودات از حیث مرتبه متفاوت است.
این استاد حوزه با اشاره به شواهد روایی درباره سخن گفتن پیامبر(ص) با سنگریزه و نیز شهادت برخی موجودات در قیامت، گفت: اینکه انسان نمیتواند علم یک موجود را بشنود یا درک کند، به معنای نداشتن علم از سوی آن موجود نیست.
وی این مسئله را درباره هوش مصنوعی نیز قابل طرح دانست و گفت: نمیتوان منکر تواناییهای هوش مصنوعی شد، اما توانایی پردازش داده و انجام برخی کارهای پیچیده، به معنای آگاهی انسانی نیست.
آذریان با اشاره به قابلیتهای هوش مصنوعی در جستوجو و تحلیل حجم گستردهای از اطلاعات اظهار کرد: هوش مصنوعی میتواند مقالات فراوان را در مدت کوتاهی بررسی کند و یک کتاب هزارصفحهای را در چند دقیقه تحلیل کند؛ اما این توانایی به معنای آگاهی انسانی نیست.
وی افزود: بسیاری از تواناییهای هوش مصنوعی مبتنی بر داده است و این پرسش همچنان مطرح است که اگر همه دادههای موجود در اختیار آن قرار گیرد و داده جدیدی وجود نداشته باشد، آیا میتواند داده جدیدی ایجاد کند یا صرفاً از ترکیب دادههای موجود توسعه پیدا میکند.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با اشاره به تمایز انسان از سایر موجودات گفت: مسئله فقط شعور و احساس نیست؛ بلکه یکی از پرسشهای مهم این است که آیا هوش مصنوعی میتواند روابط وجودی و علیت را به معنای مورد نظر در فلسفه تحلیل کند.
طبیعتگرایی و نگاه متافیزیکی
حجتالاسلام افشارپور با جمعبندی چالش مطرحشده، گفت: اگر بخواهیم برای پاسخ به چالشهایی که علوم شناختی جدید در برابر تجربه عرفانی ایجاد کرده است، نگاهی مبنایی داشته باشیم، باید به تفاوت بنیادین میان دو رویکرد توجه کنیم؛ یک رویکرد طبیعتگرایانه و نچرالیستیک به علم و معرفت و رویکردی که نگاه فوقطبیعتگرایانه و متافیزیکی دارد.
وی با اشاره به موضوع «کلاهخود خدا» اظهار کرد: این دستگاه، ابزاری برای اسکن مغزی است که در قرن بیستم و بیستویکم از سوی برخی عصبشناسان مورد استفاده قرار گرفته و فرد در حالی که دستگاه روی سر او قرار میگیرد، تجربه خود را گزارش میکند. در این بحث نیز تفاوت میان نگاه طبیعتگرایانه و متافیزیکی به معرفت خود را نشان میدهد.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با اشاره به معیار مطرحشده در عرفان اسلامی برای تشخیص شهود صادق گفت: در رویکرد تقلیلگرایانه و طبیعتگرایانه، تجربههای دینی و عرفانی صرفاً به پدیدههای فیزیکالی و فرایندهای مغزی تقلیل داده میشوند؛ در حالی که در دیدگاه علامه طباطبایی، مغز میتواند «مُعِد» معرفت باشد، نه علت آن.
وی در ادامه به ادعای استفاده از داروهای روانگردان در برخی سنتهای دینی اشاره کرد و گفت: در برخی مقالات، از سنتهایی سخن گفته شده که در آنها استفاده از داروهای روانگردان برای رسیدن به اوج تجربه دینی مطرح بوده است. در مقابل، در سنتهای دینی ابراهیمی و بهطور خاص در اسلام، استفاده از برخی مواد مخدر و مسکر مورد نهی قرار گرفته است.
افشارپور افزود: این مسئله میتواند بهعنوان قرینهای مورد توجه قرار گیرد که یکی از سنتهای دینی میخواهد تجربه دینی و عرفانی خود را با کنار گذاشتن داروهای توهمزا و عدم استفاده از آنها دنبال کند.
وی در پایان تأکید کرد: برای ادامه این بحث، لازم است تفاوت بنیادین میان نگاه طبیعتگرایانه به علم و معرفت و نگاه متافیزیکی، در چالشهای بعدی نیز پیگیری شود.
در فرهنگ محکم اسلامی، زن را نباید «جانفدا» شناخت و بازنمایی کرد. جان فدایی یعنی آگاهی معطوف به مرگ. انسان معطوف به مرگ، مرد است، ایستاده رو سوی مرگ. اما زن، انسان معطوف به زندگی است.
مراسم اقامه نماز بر پیکر آیتالله شبیری زنجانی با حضور جمعی از مردم و علماء در حرم مطهر حضرت معصومه(س) برگزار شد.
قم- مراسم بزرگداشت آیتالله سید موسی شبیری زنجانی از مراجع تقلید شیعیان، از سوی رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) آغاز شد.
سیامین همایش بزرگداشت حکیم ملاصدرا با عنوان «هویت ایرانی؛ سابقه تاریخی و عقلانی و آفرینش تمدن» با محوریت بازخوانی نقش و سهم تفکر و خرد ایرانی در تمدن، بهصورت مجازی در حال برگزاری است.
Δ