اگر شبها سر ساعت میخوابید اما بدون هیچ دلیلی ۴ صبح بیدار میشوید، علم نوروساینس برای این مشکل دلیل و راه حل دارد.
میرشهرام صفری متخصص نوروساینس توضیح میدهد: «بخشی از این اتفاق به رعایت نکردن کامل بهداشت خواب برمیگردد، اما بخشی دیگر با بههمریختگی ریتم زیستی مغز، افزایش زودهنگام هورمون کورتیزول و حساسیت سیستم خواب مرتبط است؛ عواملی که میتوانند تحت تأثیر استرسهای پنهان و دیگر فشارهای روانی هم قرار گیرند.»
هورمون کورتیزول که وظیفه بیدار کردن تدریجی بدن را دارد، در ریختگی ریتم خواب، زودتر از موعد (بین ۴ تا ۶ صبح) به اوج میرسد. فرد با جسمی خسته اما ذهنی هشیار از خواب میپرد، چون هنوز ملاتونین کافی برای ادامه خواب ندارد. در بسیاری از افراد، عامل اصلی این موضوع، استرس مزمن و اضطراب پنهان است. در این حالت، سطح هورمون کورتیزول که هورمون بیداری است، زودتر از حد طبیعی (مثلا ۵ صبح) بالا میرود و نتیجه این میشود که مغز پیام بیداری دریافت میکند. حتی اگر بدن هنوز خسته باشد.
صفری میگوید: «این وضعیت در بعضی افراد میتواند یکی از نشانههای اولیه افسردگی باشد. در افسردگی به خصوص نوع خفیف تا متوسط، یکی از الگوهای کلاسیک خواب همین بیداریهای سحرگاهی است. فرد معمولاً ساعت ۴ یا ۵ صبح بیدار میشود و دیگر نمیتواند بخوابد یا طول میکشد که دوباره بخوابد.»
اینکه فرد احساس اضطراب آگاهانه ندارد، لزوما به این معنا نیست که سیستم استرس بدنش در حالت فعال نیست. رابطه بین روان و خواب همیشه مستقیم و قابلتشخیص با احساسات روزمره نیست. فرد ممکن است بگوید «من اضطراب ندارم»، اما بدن او در «حالت آمادهباش دائمی، هرچند خفیف» باشد.
چه عواملی ساعت زیستی بدن را مختل میکنند؟استفاده از نور مصنوعی در شب، بینظمی در ساعت خواب، مصرف کافئین دیرهنگام، مصرف شام سنگین و پرچرب، خوابهای طولانی روزانه، مدام در معرض شنیدن اخبار بودن، استفاده از موبایل (به دلیل نور آبی آن) در ساعات نزدیک به زمان خواب میتوانند ساعت زیستی بدن را مختل کنند.
احساساتی که بر کیفیت خواب اثر میگذارنداحساساتی مثل تنهایی، شکست عاطفی، مشکلات مالی، درگیریهای حلنشده عاطفی و امثال آن نیز میتوانند در سطح ناخودآگاه بر کیفیت خواب اثر بگذارند. مغز انسان، احساسات را همیشه به زبان «اضطراب» یا «افسردگی» ترجمه نمیکند. بلکه آنها را به شکل تغییر در خواب، اختلال در خواب، کاهش انرژی، و اختلال در ریتم بیداری نشان میدهد.
بیدارشدن زودهنگام لزوما اختلال نیستبیدار شدن زودهنگام اگر با احساس سرحالی نسبی همراه باشد و عملکرد روزانه را مختل نکند، لزوما یک اختلال محسوب نمیشود. مهم، زمانی است که فرد احساس خستگی روزانه دارد، یا از کمیت و کیفیت خواب خود رضایت ندارد، یا این الگو با کاهش انرژی و خلق پایین همراه است.
نظریه تناسب یا Compatibility Theory میگوید دو ایده یا پدیده که در ظاهر ناسازگار به نظر میرسند، ممکن است در واقع بتوانند با هم سازگار باشند.
دو سال نخست ازدواج دوره شکلگیری الگوهای ارتباطی، مدیریت تعارضها و ایجاد صمیمیت پایدار است و پایه اصلی موفقیت رابطه در آینده محسوب میشود.
وسواس مذهبی، اختلالی پیچیده است که در آن، فرد با افکار و رفتارهای تکراری مرتبط با اعتقادات دینی درگیر میشود؛ این افکار اغلب ناخواسته و مزاحم هستند؛ و زندگی روزمره را مختل میکنند. انواع وسواس مذهبی، از ترس از گناه تا اجبار به انجام مناسک دینی، طیف گستردهای از نشانهها را در بر میگیرند.
روانشناسی در سال ۲۰۲۶ به این نتیجه رسیده است که خلأ وجودی یا همان احساس بیمعنایی، هسته مرکزی بسیاری از اختلالات خلقی را تشکیل میدهد.
Δ