بر اساس فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF)، صلاحیت حضور به این معناست که کوچ “کاملاً هوشیار و خودآگاه باشد که با مراجع به شکلی منعطف، باز و مطمئن همراهی کند.” این یعنی کوچ تمام توجه خود را به “اینجا و اکنون” جلسه معطوف میکند، بدون اینکه درگیر قضاوت، خاطرات گذشته یا برنامهریزی برای آینده باشد.
چرا صلاحیت حضور در کوچینگ اینقدر حیاتی است ؟ 1- حضور، اعتماد سازی میکند: وقتی مراجع احساس کند کاملا دیده و شنیده می شود، اعتماد عمیقی شکل می گیرد 2- حضور، فضایی امن می سازد: حضور کوچ، این اجازه را به مراجع میدهد که بدون ترس از قضاوت شدن باشد و مسایل واقعی خود را آزادانه مطرح کند.
3- حضور، بینشهای ناگهانی را ممکن میسازد: زمانی که کوچ کاملاً حضور دارد، میتواند به الگوها، احساسات و کلماتی که مراجع استفاده میکند، با عمق بیشتری گوش دهد و سوالاتی بپرسد که منجر به “لحظه آها مومنت میشود.
یک کوچ دارای صلاحیت حضور، چه ویژگیهایی دارد؟
1. گوش دادن فعال و عمیق کوچ فقط منتظر تمام شدن حرف مراجع نیست تا حرف از پیش تعیین شده خود را بزند. او با تمام وجود و با تمرکز بر کلمات، لحن، زبان بدن و احساسات پشت سخنان مراجع، گوش میدهد.
مثال عملی: مراجع: “من واقعاً از پروژه جدید استقبال کردم، اما… (آه میکشد) مطمئنم چالشهای زیادی خواهد داشت.” کوچ بدون حضور: “خب، پس بیایید برای چالشها برنامهریزی کنیم. اولیش چیه؟” (به “اما” و آه عمیق توجهی نکرد). کوچ با حضور: “متوجه شدم وقتی از “اما” استفاده کردی و آه کشیدی، یک حس سنگینی در صدات بود. میتوانی در مورد آن حس بیشتر بگویی؟”
2. مدیریت فضای درونی (دوری از قضاوت) یک کوچ حرفهای مدام افکار و قضاوتهای خود (“این راه حلش واضحه”، “کار درستی نکرد”) را رصد میکند، آنها را میپذیرد و بدون وابستگی، رهایشان میکند تا توجهاش کاملاً معطوف مراجع بماند.
3. استفاده هوشمندانه از سکوت سکوت در کوچینگ، نشانه شکست نیست، بلکه یک ابزار قدرتمند است. کوچ با حضور کامل، به سکوت احترام میگذارد و فضایی برای تفکر، پردازش و ظهور بینشهای جدید فراهم میکند.
مثال عملی: پس از یک سوال عمیق، کوچ ساکت میماند و با نگاهی آرام و صبور به مراجع نگاه میکند. این سکوت، فشاری به مراجع وارد نمیکند، بلکه به او میگوید: “وقت داری تا در سکوت به جواب برسی. من منتظرم.”
4. انعطافپذیری و کنجکاوی کوچی که حاضر است، به جای چسبیدن به یک برنامه از پیش تعیین شده، با جریان گفتگو حرکت میکند و با کنجکاوی، فرصتهای جدید برای کاوش را کشف میکند.
چگونه صلاحیت حضور خود را تقویت کنیم؟ (3 تمرین کاربردی)
1. تمرین روزانه ذهن آگاهی هر روز 5 – 10 دقیقه بنشینید و فقط بر تنفس خود تمرکز کنید. هر زمان ذهنتان منحرف شد، به آرامی آن را به تنفس بازگردانید. این تمرین، مستقیمترین راه برای تقویت “ماهیچه حضور” است.
2. تمرین “اینجا و اکنون” در مکالمات روزمره در مکالمات عادی با دوستان یا خانواده، سعی کنید کاملاً حاضر باشید. قصد خود را بر این بگذارید که: “در این مکالمه، من فقط گوش میدهم و پاسخ میدهم، نه اینکه در ذهنم داستانسازی کنم یا جواب بعدی را آماده کنم.”
3. ضبط و بازبینی جلسات کوچینگ (با اجازه مراجع) جلسات خود را ضبط کنید. هنگام بازبینی، به خودتان گوش دهید: آیا سکوتهای مفید داشتم؟ آیا به نشانههای عاطفی مراجع (مانند آه، تغییر لحن) پاسخ دادهام؟ آیا سوالاتم از دل همین جلسه بیرون آمده یا از قبل آماده بودهاند؟
نتیجهگیری: حضور، قلب کوچینگ است صلاحیت حضور، چیزی فراتر از یک تکنیک است؛ این هنر “بودن” کامل در کنار مراجع است. این حضور است که یک گفتگوی معمولی را به یک سفر اکتشافی عمیق تبدیل میکند. یک کوچ با حضور کامل، مانند آینهای شفاف عمل میکند که به مراجع اجازه میدهد خودش را به وضوح ببیند و مسیر پیش رو را با اطمینان بیشتری طی کند.
سیدسجاد حسینی نژاد با اندکی اضافات
اختلاف میان روانشناسان و روانپزشکان در برخی کشورهای جهان، موضوعی قدیمی در حوزه سلامت روان است؛ با این حال، تعبیر «اختلاف» نباید به معنای تقابل دائمی این دو حرفه تلقی شود. روانشناسی و روانپزشکی دو رشته تخصصی متفاوت هستند که از مسیرهای آموزشی، نظری و حرفهای متمایزی شکل گرفتهاند و در بسیاری از نظامهای سلامت، همکاری آنها بخش مهمی از مراقبت از بیماران را تشکیل میدهد.پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهند که مشکلات اصلی در رابطه میان این دو گروه بیشتر به تفاوت در نقشها، مرزهای حرفهای، مدل درمانی، مسئولیت بالینی، قدرت تصمیمگیری و ساختار اقتصادی نظام سلامت مربوط میشود.
یک مطالعه جدید میگوید، نسخههایی که بر تعامل اجتماعی و معاشرت تاکید دارند، میتوانند به مغز سالمندان کمک کنند تا با ظرافت بیشتری پیر شوند.
همه روزه شاهد درج عکس هایی از کودکان و نوجوانان در جراید رسمی کشور هستیم که بدون اطلاع والدین، خانه و کاشانه خود را ترک نموده و به دیگرسخن اقدام به فرار از خانه نمودهاند و چشمان مضطرب خانوادهای را بیصبرانه در انتظار بازگشت خویش به دور انداخته اند. فرار نوجوانان یک معضل پیچیده خانوادگی اجتماعی است که دلایل مختلفی دارد اما یک نکته مهم که در این مورد مشترک به نظر می رسد نارضایتی از وضع موجود و فرار به قصد دور شدن از عامل نارضایتی است.
اختلال اضطراب جدایی چیزی فراتر از استرس و اضطراب جدایی طبیعی کودک هنگام ترک شرایط آشنا یا والدین است. گاهی تشخیص بین این دو سخت میشود اما باید بدانید کودکی که اختلال اضطراب جدایی دارد، معمولا واکنشهای شدیدی نسبت به جدا شدن از والدین بروز میدهد که ممکن است به شکل لجبازی، خشم، پرخاشگری، مشکلات جسمی یا افسردگی بروز پیدا کنند.
Δ