علامه مجلسی با بهرهگیری از هوش سرشار، پشتکار کمنظیر و موقعیت ویژه دینی و اجتماعی خود، توانست جریانی عمیق در علوم اسلامی ایجاد کند که تأثیرات آن تا قرنها بعد در فرهنگ دینی ماند.
به گزارش خبرنگار مهر، علامه محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، معروف به علامه مجلسی یا مجلسی دوم، از برجستهترین و اثرگذارترین محدثان، فقیهان و اندیشمندان شیعی در قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری قمری است که نقش بیبدیلی در احیا، گردآوری و سازماندهی میراث حدیثی اهلبیت (ع) ایفا کرده است.
او که در سال ۱۰۳۷ هجری قمری در اصفهان—پایتخت باشکوه عصر صفوی—دیده به جهان گشود، در دورهای میزیست که جامعه شیعی نیازمند ساماندهی معرفتی، پاسخی جامع به شبهات عقیدتی و ترویج آموزههای دینی در سطوح مختلف آحاد مردم بود. علامه مجلسی با بهرهگیری از هوش سرشار، پشتکار کمنظیر و موقعیت ویژه دینی و اجتماعی خود، توانست جریانی عمیق در علوم اسلامی ایجاد کند که تأثیرات آن تا قرنها بعد در حوزههای علمیه و فرهنگ دینی مسلمانان باقی ماند. سیره علمی علامه مجلسی ترکیبی متوازن از احاطه به دانشهای گوناگون، نوآوری در روشهای گردآوری و شرح حدیث، ترویج علوم دینی به زبان فارسی برای عموم جامعه و نگاه کاربردی به دین در عرصه اداره جامعه بود.
زمینه تربیتی، خاندان علمی و دوران تکوین شخصیت
تکوین شخصیت علمی و معنوی علامه مجلسی در بستری از یک خاندان پرشهره، صاحبنام و سرشار از فضیلت و دانش صورت گرفت. پدر وی، ملا محمدتقی مجلسی (مجلسی اول)، خود از بزرگان و مجتهدان نامدار روزگار خویش و از شاگردان برجسته معارفپژوهانی چون شیخ بهایی، ملا عبدالله شوشتری و میرداماد بود. این پیشینه خانوادگی سبب شد که علامه مجلسی از همان دوران خردسالی در فضایی عمیقاً علمی و معنوی پرورش یابد؛ بهطوریکه خود نقل کرده است در سنین سه و چهار سالگی زیر نظر مستقیم پدر، علاوه بر یادگیری مفاهیم دینی همچون نماز، بهشت و دوزخ، به اقامه نماز شب و حضور در مسجد صفا میپرداخت. افزون بر پدر، اجداد و دیگر اعضای خاندان مجلسی نیز از بزرگان اهل علم و تقوا بودند؛ بهگونهای که جد بزرگ او، ابونعیم اصفهانی، صاحب آثار گرانقدری مانند «تاریخ اصفهان» و «حلیة اولیاء» بود و در این خاندان نزدیک به یکصد عالم و دانشمند پرورش یافتند.
نکته قابل توجه در بررسی سیره خانوادگی علامه مجلسی، حضور فعال و چشمگیر زنان عالم در این خاندان است. چهار خواهر علامه مجلسی هر یک دارای تحقیقات، تألیفات و شروح ارزشمندی بر متون دینی همچون شرح اصول کافی، شرح شرایع الإسلام و شرح قصیده دعبل خزاعی بودند و با علمای بزرگ عصر خود ازدواج کردند. علامه مجلسی نیز دارای پنج فرزند پسر و پنج داماد بود که همگی از فضلا و طلاب برجسته حوزه علمیه آن دوران به شمار میآمدند. این شبکه خانوادگی گسترده از دانشمندان، محیطی پویا برای مباحثه و تعمق علمی فراهم ساخته بود.
علامه مجلسی پس از طی مقدمات و مدارج اولیه علمی، به سبب استعداد خدادادی و اشتیاق وافر، طیف وسیعی از علوم متداول عصر خویش را در حوزه علمیه اصفهان فراگرفت. او نهتنها در علوم نقلی همچون تفسیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه به مقام اجتهاد و سرآمدی دست یافت، بلکه بر علوم عقلی و دانشهای متنوعی مانند فلسفه، منطق، ادبیات، لغت، جغرافیا، ریاضیات، نجوم، طب و علوم غریبه نیز تسلط و جامعیت یافت. در جریان این آموزشها، وی از محضر استادان و مشایخ بزرگی بهره برد که علاوه بر پدرش ملا محمدتقی مجلسی، میتوان به چهرههای برجستهای همچون میرزا رفیعا نائینی، ملا محسن فیض کاشانی، قاضی ابواشرف اصفهانی، شیخ علی بن محمد عاملی (سبط شهید ثانی)، ملا محسن استرآبادی، سید محمد حسینی جزائری و میر سید محمد مؤمن حسینی استرآبادی اشاره کرد. علامه مجلسی پس از کسب این دانشهای گسترده، تمام همت و زمان خود را معطوف به گردآوری، تدوین و شرح اخبار و روایات اهلبیت (ع) ساخت و منشؤ تحولی بنیادین در تاریخ حدیثنگاری شد.
روششناسی علمی، ترویج حدیث و اهتمام به نگارشهای عربی و فارسی
اصلیترین و برجستهترین بعد در سیره علمی علامه مجلسی، اهتمام ویژه او به نهادینهسازی و احیای جایگاه حدیث در منظومه معرفت دینی است. در دوران صفویه، گرایشی قوی در میان علمای شیعه شکل گرفت که بر اساس آن، بازگشت به متون روایی و تدوین مجموعههای حدیثی جامع برای پاسخگویی به نیازهای دینی و عقیدتی جامعه یک ضرورت حیاتی تلقی میشد. علامه مجلسی با این دیدگاه معرفتشناختی که تمام علوم منشأ الهی دارند و ریشه و نشانههای آنها را میتوان در کلام معصومان (ع) یافت، دست به تألیف مجموعههای بزرگ روایی زد. هدف اساسی او در این مسیر، فراهم آوردن متون جامع و مستندی بود که شیعیان را از مراجعه به جریانات و مکاتب انحرافی یا افراطی همچون تصوف و فلسفههای دور از تعالیم وحیانی بینیاز سازد.
شاهکار علمی علامه مجلسی، تألیف موسوعه عظیم «بحار الأنوار الجامعة لدُرر اخبار الائمة الاطهار» است که بحق میتوان آن را دایرةالمعارف بزرگ و بینظیر شیعه نامید. این اثر گرانسنگ که در دوره جدید در ۱۱۰ جلد به چاپ رسیده، مشتمل بر حدود ۷۰۰ هزار سطر است. اهمیت علمی بحارالأنوار تنها در حجم بالای آن نیست، بلکه در روششناسی جامع و نجاتبخش علامه نهفته است. در روزگاری که بسیاری از نسخه بَدَلها و اصول چهارصدگانه روایی شیعه (اصول اربعماة) در معرض نابودی و فراموشی قرار داشتند، علامه مجلسی با جستوجوی گسترده و صرف هزینهها و امکانات فراوان، بیش از ۲۰۰ اصل روایی کهن و نسخههای خطی نایاب را گردآوری کرد و احادیث معتبر آنها را در بحارالأنوار ثبت نمود. او در این اثر، علاوه بر نقل احادیث و تواریخ، توضیحات دقیق، بیانات گرهگشا، جرح و تعدیلهای رجالی و تحلیلهای علمی ارزشمندی در ذیل روایات ارائه داده و حتی به نقل و بررسی آرا و مذاهب حکما و علمای عامه پرداخته است.
علاوه بر گردآوری حدیث، علامه مجلسی در شرح کتب حدیثی پیشینیان نیز تبحر و احاطه علمی شگفتانگیزی از خود نشان داد. از جمله مهمترین آثار توضیحی و تحلیلی او به زبان عربی میتوان به «مرآة العقول» اشاره کرد که شرحی جامع و بسیار دقیق بر کتاب اصول و فروع «کافی» شیخ کلینی است و شیخ آقا بزرگ تهرانی آن را جامعترین و بهترین شرح بر کافی دانسته است. همچنین کتاب «ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار» که شرحی گرهگشا بر «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی است، نشاندهنده احاطه فقهی و حدیثی علامه مجلسی در حوزه احکام شرعی است. از دیگر آثار عربی برجسته او میتوان از «الفوائد الطریفة فی شرح الصحیفة»، «الاعتقادات»، «الوجیزة فی الرجال»، «الأربعون حدیثاً»، «رسالة فی الاوزان»، «رسالة فی الشکوک» و «المسائل الهندیة» یاد کرد. میرمحمدحسین خاتونآبادی در رسالهای که پیرامون شمارش تألیفات استاد خود نوشته، کتب عربی او را ۱۰ اثر و آثار فارسیاش را ۴۹ کتاب و رساله برشمرده است. طبق محاسبه او، اگر کل سطرهای مکتوب علامه بر طول عمرش تقسیم شود، او در هر روز از زندگی خویش بهطور متوسط معادل ۳۳ صفحه سیصد کلمهای مطلب به نگارش درآورده است که این حجم از تولید علمی در تاریخ پژوهش، شبیه به خوارق عادت است.
یکی دیگر از ابعاد حائز اهمیت در سیره علمی علامه مجلسی، سنتشکنی علمی و روآوردن هوشمندانه به نگارش آثار دینی به زبان فارسی است. تا پیش از آن دوره، غالب آثار علمی و تخصصی به زبان عربی نگاشته میشد، اما علامه مجلسی با درک نیازهای معرفتی عموم مردم و جامعه فارسیزبان، نهضتی گسترده در ترجمه، سادهسازی و نگارش کتب دینی به زبان فارسی ایجاد کرد. آثار فارسی علامه به دلیل قلم روان، محتوای غنی و پاسخگویی به مسائل روزمره زندگی، با استقبال بینظیر مردمی مواجه شد؛ بهطوریکه کمتر خانهای در شهرهای شیعهنشین یافت میشد که نسخه یا رسالهای از آثار او در آن وجود نداشته باشد.
سیره علمی علامه مجلسی نهتنها به کنج خلوت کتابخانهها و مجالس درس محدود نماند، بلکه در عرصه اجتماعی و ساختار مدیریتی دینی جامعه نیز جلوهگر شد. او پس از وفات محقق سبزواری در سال ۱۰۹۰ هجری قمری، منصب مهم «شیخالاسلامی» را در اصفهان عهدهدار شد. این مقام بالاترین مرجعیت دینی و قضایی در عصر صفوی بود که علیرغم اختیارات گسترده دولتی و حکومتی، علامه مجلسی آن را به ابزاری برای خدمت به مردم، بسط عدالت، اجرای احکام الهی و حمایت از محرومان تبدیل کرد. وی در مقام شیخالاسلام، شخصاً به مرافعات و دعاوی مردم رسیدگی میکرد، از تعدی ستمگران به بیچارگان جلوگیری مینمود، نیازهای معیشتی مؤمنان را برطرف میساخت و پیشنهادات اصلاحی را به گوش اولیای امور میرساند.
در حوزه تدریس و تربیت شاگردان نیز علامه مجلسی کارنامهای بسیار درخشان دارد. مجلس درس او از پررونقترین و باشکوهترین محافل علمی عصر صفوی بود؛ منابع تاریخی شمار شاگردان و تربیتیافتگان مجلس درس او را بیش از یک هزار نفر ذکر کردهاند که بسیاری از آنان خود به بزرگان و مفاخر بعدی علوم اسلامی تبدیل شدند.
شخصیت معنوی و اخلاقی علامه مجلسی نیز همپای مقام علمی او فوقالعاده برجسته بود. او با وجود داشتن عالیترین موقعیت اجتماعی و سیاسی، زندگی شخصی خویش را در نهایت زهد، پارسایی و سادهزیستی میگذراند. شاگردش سید نعمتالله جزائری نقل کرده است که او هیچگاه از یاد خدا غافل نمیشد و تمام تلاشهای علمی و اجرائیاش را با قصد قربت انجام میداد. تواضع علمی او چنان بود که از نقل مطالب دانشمندان کمسنوسالتر از خود—مانند سید علیخان مدنی—در آثارش ابایی نداشت. اهتمام فراوان به زیارت اعتبات عالیات، قبور ائمه بقیع (ع)، مشهد مقدس و حج بیتالله الحرام و نیز مداومت بر ادعیه و توسلات، از دیگر خصوصیات بارز اخلاقی این عالم ربانی بود.
جامعیت و اثرگذاری علامه مجلسی چنان شگرف بود که بزرگان و محققان متأخر همواره از او با عظمت یاد کردهاند. علمایی چون وحید بهبهانی، علامه بحرالعلوم و شیخ مرتضی انصاری تعبیر پرافتخار «علامه» را برای او به کار بردند. شیخ یوسف بحرانی در کتاب «لؤلؤة البحرین» مینویسد در ترویج دین، احیای شریعت، ریشهکن ساختن بدعتها و نشر احادیث اهلبیت (ع)، هیچکس قبل یا بعد از علامه مجلسی به پای او نرسیده است. حتی علمای اهل سنت مانند عبدالعزیز دهلوی در کتاب «تحفه اثنا عشریه» اذعان کرده است که رونق و شکوه مذهب شیعه مدیون تلاشهای علامه مجلسی است و اگر آن را دین مجلسی بنامند رواست. همچنین میر محمد صالح خاتونآبادی (داماد و شاگرد علامه) در تبیین حقوق استاد خود بر جامعه شیعه، شش حق بزرگ از جمله تکمیل شرح کتب اربعه، گردآوری جامع اخبار در بحارالأنوار، نگارش آثار کاربردی فارسی برای عامه و دفاع از حقوق مظلومان را برمیشمارد.
سرانجام این محقق پرکار، محدث کمنظیر و خادم بزرگ معارف اهلبیت (ع)، پس از هفتاد و سه سال عمر با برکت و مجاهدت علمی و اجتماعی خستگیناپذیر، در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان سال ۱۱۱۰ (یا ۱۱۱۱) هجری قمری در شهر اصفهان دار فانی را وداع گفت. پس از اقامه نماز میت توسط آقا جمال خوانساری، پیکر مطهر او در کنار آرامگاه پدرش ملا محمدتقی مجلسی در مسجد جامع اصفهان به خاک سپرده شد تا مرقد او تا به امروز زیارتگاه اهل معرفت و ارادتمندان به مکتب اهلبیت (ع) باشد.
صبح امروز فعالان مسجدی و ائمه جماعات با تجمع در میدان فلسطین، با شعار «مسجد، پایگاه مقاومت و خونخواهی»، خواستار انتقام خون شهدای اخیر و رهبر شهید شدند.
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با تأکید بر نقش فراتر از عبادت مسجد گفت: مسجد باید کانون تربیت نسل جوان، حل مسائل مردم، مقابله با ظلم و حرکت در مسیر تحقق جامعه توحیدی باشد.
قم- مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزههای علمیه گفت: شناخت جامع شخصیت، اندیشهها و خدمات رهبر شهید به امت اسلام، نظام جمهوری اسلامی و حوزهها نیازمند گذشت سالها وانجام پژوهشهای عمیق است.
اراک- نماینده ولیفقیه در استان مرکزی گفت: مساجد باید با بهرهگیری از ظرفیت روحانیون، به مراکز حل مسائل اجتماعی و فرهنگی و پایگاههای اثرگذار جامعه تبدیل شوند.
Δ