خشم همیشه از یک بحث خانوادگی، فشار کاری یا روزی سخت آغاز نمیشود. گاهی تغییر ناگهانی در خلقوخو، زودرنجی و طغیانهای عصبی میتواند نشانهای از اختلال در کارکرد بدن، نوسان هورمونها یا حتی عارضه برخی داروها باشد، نشانهای که پیش از قضاوت درباره رفتار فرد، باید آن را از دریچه سلامت بازبینی کرد.
ردپای بیماریهای پنهان در طغیانهای عصبی برخی اختلالات مغزی و عصبی میتوانند توان فرد را در کنترل احساسات و بیان نیازهایش تحت تأثیر قرار دهند. در این شرایط، خشم گاهی زبان دیگری برای بیان درد، ترس، سردرگمی یا ناتوانی در برقراری ارتباط است.
این اختلالات مغزی و عصبی عبارتند از: زوال عقل: در دمانس، از جمله آلزایمر و زوال عقل، فرد ممکن است به دلیل فراموشی، گیجی، درد یا ناتوانی در توضیح خواستههایش عصبانی شود. برای خانواده و مراقبان، توجه به علت ناراحتی بیمار، از گرسنگی و درد تا شلوغی محیط، میتواند مهمتر از واکنش به خود خشم باشد.
اوتیسم: در افراد طیف اوتیسم، اضافهبار حسی ناشی از صدا، نور یا شلوغی، تغییر ناگهانی برنامه روزانه و دشواری در بیان احساسات ممکن است به واکنشهای خشمگینانه منجر شود. این واکنشها گاهی نشانه لجبازی و گاهی نشانه فشار بیش از ظرفیت فرد هستند.
صرع: برخی افراد مبتلا به صرع ممکن است پیش یا پس از تشنج دچار تغییرات رفتاری، گیجی یا تحریکپذیری شوند علاوه براین بعضی داروهای ضدتشنج در مواردی میتوانند بر خلقوخو اثر بگذارند این موضوع بهویژه در کودکان باید با پزشک مطرح شود.
سکته مغزی: با توجه به ناحیه آسیبدیده در مغز، گاهی تنظیم هیجان و کنترل رفتار دشوار میشود. اگر فردی پس از سکته دچار زودرنجی یا عصبانیت غیرمعمول شده است، این تغییر رفتاری میتواند بخشی از پیامدهای آسیب مغزی باشد.
بیماری ویلسون: در این بیماری ژنتیکی و نادر ویلسون، مس در بدن، بهویژه کبد و مغز، تجمع مییابد. درگیری مغز، از جمله نواحی مرتبط با کنترل رفتار، ممکن است با تغییر شخصیت، تحریکپذیری و تشدید خشم همراه باشد.
از نوسان قند خون تا تغییرات هورمونی بدن و روان دو مسیر جدا از هم نیستند. افت قند خون، افزایش هورمون تیروئید یا تغییرات هورمونی در دورههای مختلف زندگی میتواند تحمل فرد را کمتر و واکنش او به محرکهای روزمره را شدیدتر کند. دیابت: افت قند خون در افراد مبتلا به دیابت میتواند با تعریق، لرزش، ضعف، گیجی و تحریکپذیری همراه باشد. در چنین لحظهای، رفتار تند فرد ممکن است بیش از آنکه از یک تصمیم آگاهانه ناشی شود، به افت گلوکز و اختلال موقت در عملکرد مغز مربوط باشد.
یائسگی و قاعدگی: برخی زنان در روزهای پیش از قاعدگی یا دوران یائسگی، تغییرات قابل توجهی در خلقوخو تجربه میکنند. در موارد شدیدتر مانند اختلال ملال پیش از قاعدگی یا PMDD، خشم، اضطراب و احساس درماندگی میتواند زندگی روزمره و روابط فرد را مختل کند.
پرکاری تیروئید: افزایش بیش از اندازه هورمون تیروئید میتواند فرد را دچار تپش قلب، بیخوابی، اضطراب و بیقراری کند. در این وضعیت، آستانه تحمل کاهش مییابد و عصبانیت ممکن است یکی از نشانههای قابل مشاهده پرکاری تیروئید باشد.
نارسایی کبد: در مراحل پیشرفته بیماریهای کبدی، کبد ممکن است نتواند مواد سمی را بهخوبی از بدن دفع کند. تجمع این مواد و بروز آنسفالوپاتی کبدی میتواند با گیجی، تغییر شخصیت، اختلال تمرکز و کاهش کنترل هیجان همراه شود.
افسردگی: افسردگی برای همه به شکل غم آشکار یا کنارهگیری ظاهر نمیشود. بعضی افراد، بهویژه مردان، ممکن است افسردگی را با زودرنجی، بیحوصلگی، بدبینی و خشم بیرونی تجربه کنند، نشانههایی که گاهی اطرافیان آن را با اخلاق بد اشتباه میگیرند.
وقتی داروها بر خلقوخو اثر میگذارند گاهی تغییر رفتار، همزمان با آغاز یک داروی جدید یا تغییر مقدار مصرف آن رخ میدهد. این موضوع نباید به قطع خودسرانه دارو منجر شود، اما باید در اولین فرصت با پزشک یا داروساز در میان گذاشته شود.
بنزودیازپینها، داروهایی که برای اضطراب، بیخوابی، وسواس یا اختلال استرس پس از سانحه تجویز میشوند، در مواردی نادر ممکن است واکنش معکوس ایجاد کنند و با بیقراری یا حملات خشم همراه شوند. برخی پژوهشها نیز احتمال ارتباط میان مصرف استاتینها، داروهای کاهنده چربی خون، و تغییرات خلقی یا پرخاشگری را مطرح کردهاند با این حال، این ارتباط برای همه افراد رخ نمیدهد و نیازمند ارزیابی فردی پزشک است.
گامهای عملی برای مدیریت خشم نخستین گام، این است که بجای اینکه خشم را به عنوان برچسبی بر شخصیت فرد بدانیم آن را بهعنوان یک نشانه ببینیم. اگر عصبانیت ناگهان آغاز شده، بیش از گذشته تکرار میشود یا با علائمی مانند گیجی، فراموشی، لرزش، تعریق، تپش قلب، بیخوابی یا تغییر محسوس رفتار همراه است، مراجعه به پزشک میتواند ضروری باشد.
ثبت زمان و موقعیت بروز خشم، الگوی خواب، وعدههای غذایی، بیماریهای زمینهای و داروهای مصرفی، به پزشک برای یافتن علت احتمالی کمک میکند. در کنار بررسی پزشکی، تمرین تنفس عمیق، فاصله گرفتن کوتاهمدت از موقعیت تنشزا، صحبت کردن درباره احساسات، نوشتن افکار خشمآلود و مراجعه به روانشناس یا مشاور میتواند راهی برای مدیریت سالمتر هیجان باشد.
داروها نیز نباید خودسرانه قطع، کم یا زیاد شوند. اگر خشم با تهدید یا آسیب به خود و دیگران همراه است، یا فرد ناگهان دچار سردرگمی و تغییر رفتار شدید شده، باید کمک فوری پزشکی دریافت کند.
در روزهای پرتنش کنکور، استرس همیشه دشمن یادگیری نیست، اما وقتی از حالت آمادهباش کوتاهمدت به فشار مداوم تبدیل شود، خواب، تمرکز و حافظه را مختل میکند و حتی باعث میشود داوطلب با وجود مطالعه فراوان، سر جلسه آزمون احساس کند همهچیز را فراموش کرده است.
برنج یا پاستای پختهشده اگر بیرون از یخچال در دمای اتاق باقی بماند، میتواند به محلی برای رشد میکروبها بدل شود و خوردن آن شما را در معرض خطر مسمومیت قرار دهد.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که افراد مبتلا به بیماریهای روانی شدید مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی میتوانند تا ۲۰ سال کمتر از جمعیت عمومی، امید به زندگی داشته باشند.
در نگاه روانشناختی، زندگی معنادار صرفاً به معنای داشتن زندگی آسان یا شاد بودن دائمی نیست. معنا با احساس هدفمندی، انسجام، ارزشمندی، ارتباط با دیگران و هماهنگی رفتار با ارزشهای درونی ارتباط دارد.
Δ