مدتهاست روانشناسان، تنهایی را نوعی رنج ناشی از فاصله میان میزان ارتباط اجتماعی مطلوب فرد و میزان ارتباطی توصیف کردهاند که وی تجربه میکند با این حال، تنهایی پدیدهای پیچیدهتر از این تعریف است و ظرافتها و ابعاد بیشتری دارد.
محققان ارتباط بین تنهایی و حس درونی، ظرفیت مغز برای درک و تفسیر سیگنالهای داخلی بدن مانند ضربان قلب را در گروهی از دانشجویان جوان و سالم دانشگاه بررسی کردند. آنان کشف کردند که افراد تنهاتر ضربان قلب خود را با همان دقت همسالان خود تشخیص میدهند، اما سیگنالهای بدنی خود را بسیار متفاوت تفسیر و احساس میکنند.
افراد تنهاتر گزارش کردند که با تجربیات عاطفی و بدنی خود احساس راحتی کمتری دارند و کمتر میتوانند آنها را تنظیم کنند، در حالی که پاسخهای خودکار مغزی ضعیفتری به ضربان قلب خود در نواحی پیشانی مغز نشان میدهند.
محققان اظهار کردند: این پردازش ضعیفتر میتواند دلیل قفل شدن بدن در حالت هوشیاری بالا یا هوشیاری مفرط باشد.
افراد تنها میتوانند ضربان قلب را حس کنند؟ طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، جهان با مشکل تنهایی قابلتوجهی روبرو است و از هر ۶ نفر در سراسر جهان، حدود یک نفر تنهایی را تجربه میکند. برای یافتن راههای معنادار پرداختن به این موضوع، ابتدا باید پیچیدگیهای تنهایی، نه تنها جنبههای روانی، بلکه جنبههای بیولوژیکی آن را نیز درک کنیم.
پزشکان مدتهاست میدانند که تنهایی مزمن با مشکلات جدی سلامتی، ازجمله استرس بالا، افسردگی و اختلال عملکرد سیستم ایمنی مرتبط است اما اینکه بهطور دقیق چگونه تنهایی این تاثیرات را ایجاد میکند، هنوز مشخص نیست.
مغز بهطور دائم در حال خواندن سیگنالهایی از درون بدن ازجمله ضربان قلب است. این فرایند که «درون آگاهی» نامیده میشود، به شکلگیری نحوه تجربه احساسات و تنظیم خود کمک میکند. با این حال، دانشمندان بهطور مستقیم آزمایش نکردهاند که آیا تنهایی با این فرایند مرتبط است یا خیر. محققان پاسخ به سوال «آیا تنهایی بر دقت تشخیص سیگنالهای بدنی، احساس ما نسبت به آنها یا هر دو تاثیر میگذارد؟» را با ۳۹ بزرگسال جوان سالم بررسی کردند که هر سه ارزیابی را در یک جلسه ۶۰ دقیقهای انجام دادند.
ابتدا، آنان پرسشنامههایی را تکمیل کردند که تنهایی و انزوای اجتماعی، آگاهی از بدن و علائم افسردگی را ارزیابی میکرد. سپس، در یک اتاق آرام، این افراد دو آزمایش ضربان قلب را انجام دادند. در یک آزمایش، آنان آرام نشستند و ضربان قلب خود را در فواصل تصادفی ۲۵ تا ۵۰ ثانیهای شمردند و در آزمایش دیگر، به مجموعهای از صداها گوش دادند و قضاوت کردند که آیا هر بوق با ضربان قلب واقعی آنان هماهنگ است یا خیر. در نهایت، محققان فعالیت مغز این افراد را در حالت استراحت با استفاده از الکتروانسفالوگرافی (نوار مغز) در کنار فعالیت قلب آنان با استفاده از الکتروکاردیوگرام (نوار قلب) ثبت کردند.
سیگنالهای بدنی که منفیتر دیده میشوند نتایج این نظرسنجیها نشان داد که افراد تنهاتر در چهار حوزه آگاهی از بدن، اعتماد، خودتنظیمی، آگاهی عاطفی و رهایی از نگرانی امتیاز کمتری کسب کردند. تنهایی با توجه کلی به بدن مرتبط نبود، بلکه بهطور خاص با نحوه ارزیابی و تنظیم سیگنالهای بدنی افراد از نظر عاطفی مرتبط بود.
افراد تنهاتر همچنین پاسخهای خودکار امواج مغزی ضعیفتری به ضربان قلب خود نشان دادند. محققان این سیگنال ضعیف را در قشر پیشپیشانی خلفی-جانبی چپ، ناحیهای از مغز که بهعنوان مرکز کنترل تنظیم احساسات و خودتنظیمی عمل میکند، ردیابی کردند. با این حال، این پاسخ ضعیفتر بهطور خاص با تنهایی مرتبط بود و نمیتوانست با افسردگی، سن یا جنسیت توضیح داده شود.
بدنی که در حالت آمادهباش نگه داشته میشود محققان الگوهای رفتاری و فعالیت مغز-قلبی را یافتند که با مدل هوشیاری مفرط تنهایی سازگار بود و نشان میدهد وقتی مغز در تنظیم سیگنالهای استرس داخلی بدن مشکل دارد، ممکن است افراد تنها را نسبت به تهدیدات بالقوه حساستر و در حالت آمادهباش قرار دهد.
مدیکالاکسپرس گزارش کرد، این یافتهها نشان میدهد که تنهایی، توانایی فرد در حس سیگنالهای بدنی را کاهش نمیدهد، بلکه نحوه درک و قضاوت این سیگنالها را تغییر میدهد. اینکه آیا این تغییر در آگاهی از بدن منجر به تنهایی میشود، از آن ناشی میشود یا در کنار آن ایجاد میشود، همچنان سوالی است که تنها تحقیقات تجربی و طولی آینده میتوانند به آن پاسخ دهند.
این یافتهها در مجله «روانشناسی زیستی» (Biological Psychology) منتشر شده است.
یک روانشناس گفت: برای بررسی علمی باورهای غلط پیرامون اعتیاد، بهتر است از دریچه نگاه یک روانشناس متخصص اعتیاد و رفتارهای آسیبزا به موضوع نگاه کنیم؛ چرا که در علم روانشناسی و علوم اعصاب مدرن، اعتیاد دیگر یک «ضعف اخلاقی» یا «فقدان اراده» تلقی نمیشود، بلکه به عنوان یک بیماری مزمن و عودکننده مغزی شناخته میشود که سیستم پاداش و تصمیمگیری مغز را مختل میکند.
اختلال طیف اُتیسم (ASD)یکی از ۶اختلال رشدی‑عصبی است که با درجات متفاوتی از دشواری در تعاملات اجتماعی و ارتباطات(کلامی و غیرکلامی) و الگوهای رفتاری، فعالیتها و علایق محدود، تکراری یا غیر معمول مشخص میشود. از دیگر ویژگیهای این طیف میتوان به مقاومت در برابر تغییر، تمرکز افراطی بر جزئیات و پاسخهای غیرمعمول به محرک های حسی، اختلالات خواب اشاره کرد.
بادمجان حاوی پروتئینهایی است که میتوانند به عنوان آلرژن عمل کنند و هرچند آلرژی به بادمجان نادر است، اما وجود دارد. این حساسیت مثل بسیاری ازآلرژیهای غذایی دیگر به دلیل واکنش سیستم ایمنی بدن به پروتئینهای خاص موجود در بادمجان ایجاد میشود.
روانشناس و رواندرمانگر نوجوانان گفت: در روانشناسی رشد، نوجوانی دوره پاسخ دادن به سوال مهمی است: «من کی هستم؟» برای یافتن پاسخ، نوجوان به دنبال الگوهای در دسترس و خاص میگردد. در قبل، این الگوها بیشتر اسطورهها، ورزشکاران، هنرمندان، والدین یا معلمان بودهاند. امروز این نقش تا حد زیادی به اینفلوئنسرها، یوتیوبرها و استریمرها منتقل شده است.
Δ